ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

16

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سر و رو داشت بگردنش انداخته و چادر را هم بر سينه وى نهاده بودند كه بنى هاشم او را به آن حال ببينند و مردم بدانند در چه حال ذلت بارى او را دستگير كردند . پس از آن او را نزد احمد بن خالد ( وزير ) بردند و او را هم ابراهيم را نزد خود بازداشت پس از آن احمد بن خالد كه نزد حسن بن سهل ( پدر زن مامون ) در محل صلح مىرفت ابراهيم را همراه خود برد كه حسن درباره او شفاعت كند . حسن هم پايمردى كرد . گفته شد . دختر او بوران ( همسر مامون ) براى رهائى ابراهيم شفاعت كرد . گفته شد چون او را با آن حال و وضع گرفتند نزد ابو اسحاق معتصم بردند و معتصم در آن هنگام نزد مامون بود . هنگامى كه او را مىبردند رديف فرح ترك ( غلام ترك و در طبرى نام او فرج آمده ) سوار كردند . چون بر مأمون وارد شد . مامون گفت : هيه ( كلمه تشفى نزد عرب ) اى ابراهيم . او گفت : اى امير المؤمنين شخص كينه‌جو و انتقام‌گير مختار است كه قصاص كند يا عفو . عفو هم بتقوى نزديكتر است ( اقرب التقوى - آيه قرآن ) . هر كس بفراهم شدن اسباب و موجبات بدبختى مغرور شود خود روزگار را بر خود چيره مىكند . خداوند هم ترا بالاتر و بزرگتر از هر بزه‌كار قرار داده چنان كه هر مجرمى را زير دست تو افكنده . اگر كيفر دهى كه حق دارى و اگر عفو كنى كه با فضل و همت بلند خود مىكنى . مامون گفت : اى ابراهيم عفو مىكنم . ابراهيم خود را بر زمين انداخت و سجده كرد و تكبير نمود . گفته شد . ابراهيم آن سخن را به زبان نياورد بلكه نوشت و نزد مامون فرستاد و خود در حال اختفا ماند تا از او عفو شد مامون در حاشيه رقعهء او چنين نوشت : توانائى كينه را مىزدايد و پشيمانى عبارت از توبت است . عفو خداوند عز و جل بزرگترين مطلب است كه تو آن را ميخواهى چون ابراهيم آزاد شد اين شعر را در مدح مامون سرود :