ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

131

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

فرزندان مأمون را هم از « سندس » گرفت و در كاخ خود بازداشت تا همه مردند . يكى از بهترين داستانها كه قابل ذكر مىباشد اين بود كه : محمد بن على اسكاف مباشر املاك عجيف بود . خانواده عجيف از او شكايت و او را متهم كردند ( كه اموال عجيف را ربوده ) . عجيف او را گرفت و خواست بكشد . از هول مرگ در جامه خود بول كرد پس از آن درباره او شفاعت كردند و او رها شد . پس از آن معتصم سوى روم لشكر كشيد . معتصم عجيف را گرفت چنان كه شرح داديم آنانى كه در زندان عجيف بودند همه آزاد شدند يكى از آنها اسكاف مذكور بود . بعد او كارى در جزيره پيدا كرد و مشغول كار شد « باعيناثا » هم در آن جا بود روزى بيك تل رسيد و در پاى تل بول كرد و بعد از آن وضو گرفت و خواست برود ناگاه پيرمردى رسيد و به او گفت : آيا مىدانى آنجا كه تو بول كردى چه محل باشد ؟ گفت : آنجا قبر عجيف است . دوباره برگشت و به من نشان داد . و آن ( تشفى طبيعى ) پس از يك سال واقع شدند يك روز كم و نه يك روز فزون . بيان وفات زيادة الله بن ابراهيم بن اغلب و آغاز امارت برادرش اغلب در دهم رجب سال جارى زيادة اللّه بن ابراهيم بن اغلب امير افريقا درگذشت . سن او پنجاه و يك سال و نه ماه و هشت روز و مدت امارت او بيست و يك سال و هفت ماه بود . بعد از او برادرش ابو عفان اغلب بن ابراهيم بر سرير امارت نشست و نسبت بسپاهى نيكى كرد . بسيارى از مظالم و بدعتها را زايل نمود و بر حقوق عمال و حكام افزود و دستشان را از آزار مردم و طمع بمال ديگران كوتاه كرد . باده و نبيد را از ورود بقيروان منع نمود . لشكرى براى گشودن « صقليه » ( سيسيل ) در سنه دويست و بيست و چهار تجهيز و روانه كرد . غنايمى بدست آورد و بسلامت بازگشت . در سنه