ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

121

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پس از سه روز پيك افشين رسيد و خبر سلامت و پيروزى را داد واقعه افشين در بيست و پنجم ماه شعبان ( سال جارى ) بود . روز بعد افشين در انقره بر معتصم وارد شد سه روز در آن شهر اقامت نمودند و پس از آن معتصم سپاه را سه قسمت نمود . اشناس در ميسره و معتصم در قلب و افشين در ميمنه قرار گرفتند فاصله ميان هر سپاه از سه قسمت ميمنه و ميسره و قلب دو فرسنگ مسافت بود . باز هر سپاهى از هر سه را بسه قسمت ميمنه و ميسره و قلب دو فرسنگ مسافت بود . باز هر سپاهى از هر سه را به سه قسمت ميمنه و ميسره و قلب تقسيم نمود . بسپاهيان دستور داد كه هر جا كه برسند ويران كنند و آتش بزنند و هر كه را بيابند گرفتار نمايند و هيچ ده و قصبه آباد نگذارند . هر گروهى از هر سپاهى كه براى غارت و تخريب و آتش‌سوزى به اطراف مىرود پس از ويرانى و يغما بسپاه خود باز گردد عمل ويرانى و يغماگرى و آتش‌سوزى بايد ميان دو شهر انقره و عموريه كاملا انجام گيرد . ميان آن دو شهر هم هفت مرحله راه بود . سپاهيان بفرماندهى معتصم همه جا را ويران كردند : تا به شهر عموريه رسيدند . نخستين كسى كه به شهر عموريه رسيد اشناس بود و بعد از او معتصم سپس افشين . معتصم دستور داد كه گرداگرد شهر را محاصره كنند . براى هر يكى از سرداران يك قسمت از شهر را تخصيص داد كه بايد فلان برج را بگيرد . مردى از مسلمين كه روميان او را اسير كرده بودند مسيحى شد و در شهر عموريه اقامت كرده بود چون ديد مسلمين شهر را محاصره كردند از شهر گريخت و نزد معتصم رفت و خبر داد كه قسمتى از ديوار و حصار شهر را سيل ويران و سست كرده بود پادشاه بوالى شهر نوشت كه آن ديوار را ترميم كند و والى تسامح كرد و چون پادشاه روم خواست به شهر قسطنطنيه برود و از شهر عموريه بگذرد والى ترسيد كه ويرانى را به حال خود مشاهده كند ناگزير به صورت ظاهر آن را با سنگ و چوب گرفت و رومالى كرد و آن محل بويرانى باطنى و سستى خود ماند . معتصم خود به آن محل رفت و عيانا ديد دستور داد خيمه او را در قبال آن ديوار سست برپا كنند .