ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
113
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
محمد بن عبد الملك زيات درباره او گفت قد خضب الفيل كعاداته يحمل شيطان خراسان و الفيل لا تخضب أعضاؤه الا لذى شان من الشان يعنى : فيل را رنگين و خضاب كردهاند مانند عادات ( پيشين كه چنين اتفاقى رخ مىداد ) آن فيل حامل شيطان خراسان است . اعضاء فيل رنگين نميشود مگر براى يك كار مهم و عظيم . پس از آن بابك را ( كه سوار فيل بود ) داخل كاخ معتصم نمودند . معتصم دستور داد كه جلاد خود بابك ( شمشيردار و مير غضب ) احضار شود و چون حاضر شد فرمان داد كه دست و پاى بابك را قطع كند . چون دستها و پاهاى بابك را بريد بابك افتاد . معتصم دستور داد كه سرش را ببرد . او هم بريد . بعد دستور داد شكمش را پاره كند و پس از آن جسم بىجان او را در شهر سامرا بدار آويخت . معتصم دستور داد برادر بابك عبد اللّه را نزد اسحاق بن ابراهيم در بغداد روانه كنند و به نحوى كه برادرش را كشتند او را بكشد . اسحاق هم پس از بريدن دست و پا و سر و پاره كردن شكم ( عبد الله ) جسد او را در شرقى بغداد ميان دو پل بدار آويخت . گفته شد : مخارج لشكركشى افشين هر روز ده هزار درهم بود اين مخارج هنگام حركت پرداخت مىشد و روزى كه لشگر مىزد فقط پنج هزار درهم بود اين وجه نقد از روز حركت افشين تا روز بازگشت پرداخت ميشد اين نقد غير از خواربار و علوفه و ارزاق و مواجب بود . عده را كه بابك در مدت بيست سال كشت بالغ بر دويست و پنجاه و پنج هزار و پانصد تن بود . سالاران و فرماندهان و قائدين بزرگ سپاه كه در جنگ بابك كشته شدند يا بابك بر آنها غلبه يافت اينها بودند : يحيى بن معاذ و عيسى بن محمد بن ابى خالد و احمد بن جنيد كه او را اسير