ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
81
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كرد اگر او پيروز شد خود ميدانيد و او . و اگر من غلبه كردم منتظر قدوم هرثمه خواهم شد كه شهر را به او بسپارم و خود نزد امير المؤمنين بروم . او مغالطه ميكرد و قصد داشت اگر بر علاء ظفر يابد هرثمه را دفع خواهد كرد يحيى هم سوء نيت او را دانست . يحيى با ابن فارسى خلوت و گله كرد كه چرا او تن بعصيان داده ابن فارسى سوگند ياد كرد كه هرگز ترك طاعت نكرده و خود را آماده مساعدت و مخالفت با ابن جارود نمود ابن فارسى كوشيد كه كار ابن جارود را پريشان كند عده از سپاهيان را هم با خود همراه نمود عده بسيارى به او گرويدند و بر عده او افزوده شد آنگاه آماده شد كه با ابن جارود جنگ كند لشكر كشيد و طرفين بمقابله پرداختند ، ابن جارود بيكى از اتباع خود گفت : من ابن فارسى را براى گله و عتاب دعوت خواهم كرد تو او را غافلگير كن و بكش او هم آماده شد . ابن جارود هم محمد بن فارسى را دعوت كرد . آن مرد كه دستور قتل او را داشت و نامش طالب بود بر ابن فارسى حمله كرد و او را كشت اتباع ابن فارسى هم تن بفرار دادند . يحيى بن موسى هم باستقبال هرثمه در طرابلس رفت . اما علاء بن سعيد چون مردم بر نزديك شدن هرثمه آگاه شدند به او گرويدند و بر عده او افزوده شد از هر ناحيه مدد براى او رسيد و او ابن جارود را قصد نمود . ابن جارود دانست كه قادر بر جنگ او نخواهد بود بيحيى بن موسى نوشت كه او برگردد تا شهر قيروان را به او بسپارد . يحيى هم با لشكر طرابلس نزد او رفت و آن در ماه محرم سنهء صد و هفتاد و نه بود . چون يحيى بن موسى به محل « قابس » رسيد عموم سپاهيان به او پيوستند و ابن جارود در آغاز ماه صفر از شهر قيروان خارج شد . امارت او مدت هفت ماه بود . علاء بن سعيد و يحيى بن موسى هر دو با شتاب و مسابقه قيروان را قصد كردند هر يك از آن دو ميخواست فتح قيروان بنام او باشد . علاء سبقت جست و وارد شهر شد جمعى از ياران ابن جارود را هم كشت . علاء نزد هرثمه رفت ابن جارود هم نزد هرثمه رفت . هرثمه او را نزد رشيد فرستاد و