ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

68

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سلطنت دارند ) سنه صد و هفتاد و شش بيان ظهور و قيام يحيى بن عبد اللّه در ديلمان در آن سال يحيى بن عبد اللّه بن حسن بن حسن در ديلمان ظهور و قيام كرد و عظمت و قدرت يافت و عده بسيارى به او گرويدند و مددها از شهرستانها براى او رسيدند و ياران از هر گوشه و كنار و شهر و ديار به او پيوستند . رشيد سخت نگران و غمگين گرديد . فضل بن يحيى را با پنجاه هزار سپاهى بجنگ او فرستاد . بزرگان سپاه و فرماندهان و سالاران برجسته را همراه او روانه كرد ايالت گرگان و طبرستان و رى را هم به او سپرد مال بسيار هم تحت اختيار او قرار داد فضل بيحيى نامه نوشت و او را تهديد كرد و اميدوار نمود و ملاطفت كرد و وعده داد و از عاقبت بر حذرش كرد و خود لشكر كشيد تا بطالقان به محل « اشب » رسيد و باز هم پياپى نامه فرستاد و بامير ديلم هم نامه نوشت و به او وعده هزار هزار درهم داد كه او يحيى را راضى كند كه از بلاد ديلم خارج شود يحيى ناگزير تن به صلح داد به شرط اينكه رشيد به خط خود امان او را بنويسد و قضات و فقهاء و عمده رجال بنى هاشم گواهى بدهند كه يكى از آنها عبد الصمد بن على باشد رشيد اجابت كرد و از فضل بسيار خرسند و خشنود گرديد و بر عظمت و تقرب او افزود . امان را نوشت و با هدايا و تحف فرستاد و يحيى باتفاق فضل وارد بغداد گرديد رشيد هم خوب از او استقبال كرد و هر چه خواست فراهم نمود و مال بسيارى به او داد و كاخ و روزى فراوان داد . بعد از آن رشيد او را باز داشت و او در زندان وفات يافت . رشيد عهد نامه و امان نامه را بمحمد بن حسن فقيه و ابو البخترى داد كه شايد بتوانند نقص و ذمه او را برى كنند . محمد گفت : اين امان صحيح است رشيد با او بحث كرد ( كه او را متقاعد كند كه متقاعد شد ) گفت : امان براى او چه سودى