ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

62

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بود . فرزند و برادر خود عبد اللّه را در شهر گذاشته بود كه شهر را محافظت كنند خود راه قرطبه را گرفت كه شهر را تملك كند . هشام آگاه شد جاى خود را تهى نكرد و از شهر طليطله دور نشد و محاصره را ادامه داد . سليمان هم لشكر كشيد تا به محل شقنده رسيد داخل شهر شد اهالى قرطبه هم براى جنگ و دفاع از شهر خود آماده شدند هشام هم فرزند خود عميد الملك را بدنبال سليمان فرستاد چون نزديك شد سليمان گريخت و شهر مارده را قصد كرد در آنجا هم والى آن ديار كه از طرف هشام منصوب شده بود بجنگ او كمر بست سليمان باز گريخت . هشام هم مدت دو ماه شهر « طليطله » را محاصره كرد و بعد پس از قطع اشجار پيرامون آن ديار راه قرطبه را گرفت . برادرش عبد اللّه بدون درخواست امان نزد او بازگشت و تسليم شد او هم او را گرامى داشت و در حق وى نيكى كرد . در آغاز سال صد و هفتاد و چهار هشام فرزند خود معاويه را با يك لشكر نيرومند و عدهء بسيار سوى « تدمير » فرستاد كه در آنجا سليمان اقامت داشت . جنگ واقع شد قرى و قصبات پيرامون « تدمير » را ويران كردند و مردم آن سرزمين را بستوه آوردند از آنجا بساحل دريا رسيدند سليمان هم از تدمير گريخت و پناهنده بربريان شد . در « بلنسيه » كه جاى صعب العبور بود تحصن نمود . معاويه هم بقرطبه بازگشت . پس از آن چنين مقرر شد كه سليمان با خاندان و دارائى و فرزندان خود بمسالمت از كشور اندلس بيرون رود علاوه بر آن هشام به او شصت هزار دينار داد كه از ميراث پدر محسوب گرديد و او بسرزمين بربر رفت و در آنجا زيست نمود . بيان قيام گروهى از مردم بر هشام در آن سال سعيد بن حسين بن يحيى انصارى در محل « شناغنت » كه از اقليم « طرطوشه » و در شرق اندلس واقع شده بود ضد هشام قيام كرد او پس از قتل پدر چنان كه گذشت به شهر « طرطوشه » رفت و حاكم محل را كه يوسف قيسى بود اخراج نمود . موسى بن فرتون با او مخالفت و ستيز كرد سعيد يمانى ها را گرد خود جمع