ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

55

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

( موسيقى دان ايران ) در اين باره گفت : الم تر ان الشمس كانت سقيمة فلما * ولى هارون اشرف نورها بين امين اللّه هارون ذى الندى * فهارون اليها و يحيى وزيرها يعنى مگر نمىبينى كه آفتاب كم نور و ضعيف بود ولى چون هارون متولى امر ( خلافت ) شد نور آن درخشيد . بيمن و بركت خداوند هارون كه شخص سخن باشد درخشيد . پس هارون متولى آن ( آفتاب خلافت ) و يحيى وزير آن مىباشد . يحيى هم بدستور خيزران مادر رشيد فرمان صادر مىكرد . در آن سال يزيد بن حاتم مهلبى والى افريقا درگذشت داود فرزندش جانشين او شد . كوه‌نشينان كوهستان « باجه » شوريدند و اباضيه ( فرقهء از خوارج ) قيام و خروج نمودند داود لشكرى براى سركوبى آنها فرستاد آن لشكر را شكست دادند اباضيه پيروز شدند دوباره لشكر ديگرى فرستاد اباضيه را شكست داد و لشكر گريختگان را دنبال كرد و بسيارى از آنها را كشت . داود امير افريقا بود تا آنكه رشيد عم او را كه روح بن حاتم باشد بجاى او برگزيد . مدت امارت داود نه ماه بود . در آن سال رشيد عمر بن عبد العزيز عمرى را از حكومت مدينه ( بر ساكن آن ( پيغمبر ) درود باد ) عزل و اسحاق بن سليمان بن على بن عبد اللّه بن عباس را بجاى او نصب نمود . در آن هنگام هر كه از علويان مخفى شده بود ظاهر گرديد كه ابراهيم بن اسماعيل علوى معروف بطباطبا و على بن حسين بن ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن در مقدمه آنها بودند . عدهء از زنديقان مانده بودند كه يونس بن فروة و يزيد بن فيض از آنها بودند در حال پنهانى زيست مىنمودند . در آن سال هارون الرشيد امارت مرزها را از ايالت جزيره و قنسرين تفكيك