ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
46
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
است به خدا قسم من اين كار را انجام نخواهم داد . گفت بنابر اين من از تو خواهشى نخواهم كرد . گفت باكى ندارم . او ( خيزران ) در حال خشم برخاست كه برود هادى گفت : در جاى خود باش . من از خويشى پيغمبر دور و بريده خواهم شد كه اگر بشنوم يكى از سالاران بر در كاخ تو بايستد . هر كه از ملازمين من بدرگاه تو آيد گردنش را خواهم زد و مال او را خواهم ربود . اين رفت و آمد و سوار و پياده شدن و موكب حركت دادن بر در كاخ تو براى چيست ، آيا تو دوك ندارى كه سرگرم رشتن شوى . به تو اخطار مىكنم كه در خانه خود را به روى مسلمان و غير مسلمان ببندى . خيزران از آن مكان با بهت و حيرت برخاست و هيچ نگفت و ديگر نزد او نرفت . بياران و ملازمان و سالاران خود گفت : آيا من بهتر و برتر هستم يا شما ؟ و آيا مادرم بهتر است يا مادران شما ؟ همه گفتند : تو و مادرت بهتر هستيد گفت : كدام يك از شما دوست دارد كه مادرش مورد بحث و گفتگوى مردان باشد ؟ و گفته شود مادر فلان چنين كرد و چنان : همه گفتند : هيچ يك گفت : پس چرا شما نزد مادرم مىرويد و نام او را ورد زبان مىسازيد ؟ چون آنها سخن او شنيدند از رفت و آمد خوددارى كردند . بعد از آن برنج پخته ( آش ) نزد مادرش فرستاد و گفت : اين خوراك براى من بسى گوارا بود ميل دارم تو هم از آن تناول كنى . بمادرش گفته شد از تناول آن خوددارى كن كه زهر در آن ريخته شده . در آن هنگام آن طعام را بسگ دادند سگ خورد و مرد . هادى بمادرش پيغام داد آن آش برنج چگونه بود ؟ گفت : بسيار گوارا بود . گفت تو از آن نخوردى و اگر خورده بودى من از تو آسوده مىشدم هيچ خليفه مادر دار رستگار نشد . گفته شده علت اقدام خيزران بمسموم كردن فرزندش اين بود كه هادى بخلع رشيد و گرفتن بيعت براى فرزندش جعفر كوشيد . خيزران ترسيد كه هادى هارون را بكشد چون هادى بيمار شد كنيزان خود را دستور داد كه بر دهان وى بالش