ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

31

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و بجاى آن كتيبه ديگرى نوشته خواهد شد كه مردى از بنى هاشم دستور آن را خواهد داد و نام آن مرد محمد خواهد بود كه بر آن كتيبه نوشته خواهد شد ( او گويد من بهاتف گفتم : ) نام من محمد است ( آيا من خواهم بود هاتف گفت ) او فرزند عبد اللّه است . گفتم : من فرزند عبد اللّه هستم آيا من خواهم بود ؟ گفت : فرزند عباس است من ديگر شك نداشتم كه خود آن مرد مورد گفتگو خواهم بود . در آن روزگار كه هنوز ما مهدى را نشناخته بوديم در اين حديث سخن مىگفتيم تا آنكه مهدى بخلافت رسيد و داخل مسجد پيغمبر شد . سر بلند كرد و كتيبه وليد و نام وليد را ديد گفت : من نام وليد را در اينجا مىبينم و اين نام تا امروز ثابت مانده است . آنگاه يك چهار پايه خواست و خود در پاى آن نشست و گفت : من از اينجا نمىروم ( تا بر اين چارپايه صعود نشود ) و اين نام محو نگردد آنگاه نام من بجاى آن ثبت شود . او همانجا نشست تا آنكار انجام گرفت . شبى مهدى در كعبه طواف مىكرد كه اين سخن را از يك زن شنيد : قوم من فقير و پريشانند . چشمه‌هاى روزى آنها خشكيد و دامهاى سنگين پشت آنها را خم كرد . سالهاى سخت آنها را گزيد و رنجور نمود . مردان آنها نابود شدند و اموال آنها بباد رفت بار عيال آنها گران شد . آنها گداى راه شده و در هر معبر و گذر تن بىرمق افتاده‌اند . خدا و رسول درباره آنها فرمان نگهدارى و غمخوارى داده آيا كسى هست كه در حق من نيكى كند اگر چنين كسى پيدا شود خداوند او را در اين سفر حفظ كند و خانوادهء وى را از خطر مصون بدارد . گفت : ( راوى ) مهدى دستور داد پانصد درهم به او بدهند . مهدى گويد : هيچ كس مانند كسى نخواهد بود كه مرا بعطاى سابق خود يادآورى كند و تكرار احسان را بخواهد . كه من نيكى را مكرر و احسان را موكد خواهم كرد . خوددارى متأخرين از كرم باعث خوددارى متقدمين از ادامه سپاس خواهد بود