ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
296
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
برسد عطا را آغاز كند به شرط اينكه آنها روز جمعه براى خلافت مامون دعوت و نام او را در خطبه ذكر كنند و او روز شنبه نقد را بپردازد . آنها پذيرفتند . چون ابراهيم بر آن حال آگاه شد عيسى و برادرانش را از محبس آزاد كرد و بخانههاى خود فرستاد به شرط اينكه عيسى جانب غربى را از هجوم دشمن حمايت كند عيسى آن شرط نپذيرفت . روز جمعه عباس بن محمد بن ابى رجاء فقيه را حاضر كردند و او را پس از نماز ( پيشنمازى ) براى خلافت مامون دعوت و بنام او خطبه نمود . چون حميد به محل « ياسريه » رسيد . سپاه ( بغداد ) را سان ديد و بهر يك سپاهى پنجاه درهم داد . آنها درخواست كردند كه ده درهم كم كند و بهر يكى چهل درهم بدهد زيرا آن مبلغ براى آنها شوم و بد خواهد بود . قبل از آن على بن هشام پنجاه داده و كار او انجام نيافت پس از اين بيمناك شده مبادا باز كار آنها نافرجام شود . حميد گفت : هرگز مبلغ را نمىكاهم بلكه بر آن ده درهم مىافزايم كه از بد بينى رها شويد : بهر يكى شصت درهم داد . چون كار به آنجا رسيد ابراهيم عيسى را نزد خود خواند و آزاد كرد و از او خواست كه با حميد جنگ كند او هم قبول كرد . از او ضامن و كفيل گرفت و آزادش كرد . عيسى با سپاهيان خود گفتگو كرد و وعده داد كه مانند مبلغى را كه حميد به آنها داده بدهد آنها نپذيرفتند . عيسى باتفاق سالاران و فرماندهان از رود ( دجله ) گذشت و آماده جنگ شد . سپاهيان به او دشنام دادند مدت يك ساعت نبرد كرد و بعد خود را مقابل ( سپاهيان سابق خود ) انداخت و تظاهر كرد باينكه گرفتار شده او را گرفتند . سالاران او را به خانه خود بردند . گروهى ( كه از طرف ابراهيم ) با او بودند گريختند و خبر دادند او سخت غمگين شد . عبد المطلب بن عبد الله بن مالك هم ( از بيم ابراهيم ) پنهان شده بود چون دانست كه حميد رسيده از خفا گاه خود بيرون رفت و خواست عبور كند كه نزد حميد برود او را شناختند و گرفتند و نزد ابراهيم بردند ابراهيم او را سه روز بازداشت و بعد آزاد كرد و آن در تاريخ اول ماه ذى الحجه بود .