ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

275

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

رخ داد . زيادة اللّه فرمان داد كه از اهل « قيروان » انتقام بكشند زيرا هوا خواه منصور بودند و قبل از آن هم با عمران بن مجالد مساعدت كرده بودند كه عمران با ابراهيم بن اغلب پدر زيادة اللّه جنگ كرده بود . چون خواست مردم قيروان را قتل عام كند . علماء و روحانيون توسط كردند و او عفو نمود . ديوار و حصار و برج و باروى قيروان را ويران كرد . منصور چون گريخت بسيارى از ياران او متفرق و از او جدا شدند . عامر بن نافع و عبد السلام بن مفرج هم او را ترك و شهرهايى را كه گرفته بود تصرف نمودند . پس از آن زيادة اللّه سپاهى براى گشودن شهر « سبيبه » روانه كرد و آن در سنه دويست و نه بود . فرمانده آن سپاه محمد بن عبد اللّه بن اغلب بود . در آن شهر لشكرى از سپاه منصور پادگان كه فرمانده آنها عمر بن نافع بود . در بيستم ماه محرم جنگ واقع شد . ابن اغلب با سپاه خود منهزم شد و با اتباع خود به شهر « قيروان » بازگشت . كار بر زيادة اللّه سخت شد لشكر جمع كرد و مال داد و آماده كارزار گرديد . خانواده و زن و فرزند سپاهيان كه بمنصور پيوسته بودند در شهر قيروان اقامت داشتند . سپاهيان بمنصور گفتند اگر بتوانى خانواده‌هاى ما را از شهر بيرون به يارى و بما برسانى ما آسوده و در امان خواهيم بود . منصور لشكر كشيد و زيادة الله را در شهر قيروان محاصره كرد . مدت محاصره شانزده روز به طول كشيد ولى جنگ واقع نشد سپاهيان در آن مدت توانستند زن و فرزند خود را از شهر بيرون بكشند . منصور بتونس رفت از تمام مملكت افريقا در دست زيادة الله جز شهر قابس و ساحل و « نفزاوه » و طرابلس جاى ديگر نماند كه اهالى اين چند محل مطيع بودند . سپاهيان بزيادة الله پيغام دادند كه خود تنها برو و افريقا را به حال خود بگذار كه به تو امان مىدهيم و مال تو هم مصون خواهد بود هر چه در كاخ خوددارى بردار و برو . او سخت غمگين شد . سفيان بن سواده به او گفت : اختيار لشكر خود را به من واگذار كن كه من دويست سوار