ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
261
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
هرثمه خواست پاسخ دهد و عذر بخواهد به او مهلت نداد امر كرد او را بزنند . زدند و شكم او را لگد مال كردند و بينى او را شكستند و از پا گرفته بيرون كشيدند . فضل او را بزندان افكند و وادار كرد او را بكشند كه پس از چند روز او را كشتند . گفتند در زندان مرد . بيان شورش حربيه در بغداد در آن سال حربيه ( گروهى از سپاهيان ) ضد حسن بن سهل شوريدند . علت اين بود كه حسن هنگام رفتن هرثمه نزد مامون در مدائن بود . بعلى بن هشام كه والى بغداد پيغام داد كه مواجب و حقوق حربيه را بتاخير اندازد يا ندهد زيرا هنگامى كه هرثمه راه خراسان را گرفته بود حربيه شوريده و گفته بودند كه ما هرگز راضى نخواهيم شد مگر اينكه حسن و عمال او را از بغداد طرد كنيم . عمال و امراء حسن بن سهل را از بغداد طرد كردند . اسحاق بن موسى هادى را بعنوان والى از طرف مامون برگزيدند . اهالى دو طرف ( رود دجله ) جمع شده به آن انتخاب راضى شدند . حسن با فرماندهان آنها مكاتبه كرد و وعده داد كه از محل « عسكر مهدى » بيايند . حربيه هم تدارك كار را كرده اسحاق ( والى جديد ) را همراه خود بردند و در « دجبل » قرار دادند . زهير بن مسيب در محل « عسكر مهدى » ( با عده خود ) مستقر گرديد . على بن هشام باتفاق محمد بن ابى خالد از طرف ديگر رسيد و شبانه هر دو داخل بغداد شدند سه روز با حربيه جنگ كردند . جنگ در ناحيه پل « صراة » رخ داد در آن هنگام بانها وعده داده شد كه مواجب يك سال به آنها بدهد . آنها راضى شدند و درخواست كردند كه بهر يكى پنجاه درهم داده شود كه مخارج ماه رمضان تامين شود و بقيه هنگام برداشت حاصل على بن هشام قبول كرد و مشغول پرداخت گرديد ناگاه خبر شورش زيد النار رسيد كه زيد بن موسى باشد از محبس گريخته و به شهر بصره رفته آتش افروخته و عالمى را سوخته بود . او در زندان على بن سعيد بود كه بانبار رفت و با