ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
212
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
از بنى هاشم بودند و تسليم نشدند مصادره و تصرف كرد . همچنين اموال و املاك فرماندهان و سالاران مخالف . آنها هم خوار و بيچاره شدند . سپاهيان هم ناتوان و خوار شدند از جنگ هم خوددارى كردند . فقط سوداگران و اوباش و عياران شهر و زندانيان و طراران و دزدان و اراذل لخت و عور و بازاريان جنگ را ادامه دادند و در عين حال غارت مىكردند و اموال مردم آرام را مىبردند . طاهر هم از جنگ خوددارى نمىكرد و يك لحظه امان نمىداد . ناگاه على فراه مرد از او امان خواست كه او قصر صالح را در دست داشت طاهر به او امان داد و لشكرى عظيم نزد او فرستاد كه او هر چه در دست داشت واگذار كرد و آن در ماه جمادى الثانية بود . محمد بن عيسى رئيس شرطه امين ( شهربانى و پليس ) كه نسبت بحمايت امين مىكوشيد تسليم شد و امان خواست . چون او تسليم شد امين دچار خطر و هلاك گرديد . اوباش و عياران و دست فروشان و بقيه سربازان بقصر صالح ( كه در تصرف طاهريان بود ) هجوم بردند و جنگى بسيار سخت رخ داد بسيارى از سپاهيان طاهر و سالاران او كشته شدند كه مانند آن واقعه رخ نداده بود و براى طاهر بسيار گران و ناگوار بود . بعد از آن هم مانند آن واقعه ديده نشد . پس از آن طاهر بفرماندهان هاشمى و ديگر سالاران كه املاك و اموال آنها را مصادره و تصرف كرده بود نامه نوشت و پيغام داد كه تسليم شوند و با مأمون بيعت كنند . جمعى از آنها اجابت و اطاعت كردند يكى از آنها عبد اللّه بن حميد بن قحطبه بود همچنين برادران او و فرزندان حسن بن قحطبه و يحيى بن على بن هامان و محمد بن ابى العباس ( در طبرى ابو العاص آمده ) طائى . ديگران هم به او نامه نوشتند و دل سپردند . امين پس از واقعه قصر صالح عيش و نوش و خوشگذرانى را تجديد كرد ( كه فاتح شده بود ) . كارها را هم بمحمد بن عيسى بن نهيك واگذار كرد . همچنين هرشى كه با او متحد بود اتباع آن دو هم اوباش و هرجومرججويان و تبه كاران بىآبرو بودند آنها هم شروع بغارت كردند و هر چه توانستند ربودند آنها مرتكب جنايات و فجايعى شدند كه مانند آنها ديده نشده بود . چون حال بدان منوال شد