ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
207
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
او فرستاده مىشد شكست مىداد . امين مال بسيار بسپاهيان خود مىداد ( و همان مال باعث طمع سپاهيان طاهر شد ) عده پنج هزار سپاهى از لشكر طاهر جدا شده نزد امين رفتند . امين بسيار خرسند شد و به آنها انعام و مال بسيار داد علاوه بر آن دستور داد غاليه ( يك نوع عطر ) بريش آنها بزنند ( يك نحو احترام و تكريم و بدين سبب آنها را سالاران غاليه ناميدند بطور استهزاء ) . جمعى از لشكر حربيه را بفرماندهى و سالارى ارتقا داد و به محل « دسكرة الملك » فرستاد بنهروان رسيدند و چندان جنگ نكردند . گروهى از افسران و سالاران بغداد را برگزيد و سوى محل « ياسريه » و « كوثريه » فرستاد . عده جاسوس در سپاه طاهر گماشت و بسرداران طاهر پيشنهاد متابعت داد و آنها را تطميع كرد آنها هم ضد طاهر شوريدند بسيارى از آنها نزد امين رفتند و بسپاه او منضم و ملحق شدند سپس به قصد جنگ طاهر به محل « صرصرا » لشكر كشيدند . طاهر لشكر خود را آراست و دسته دسته بجنگ سپاه امين فرستاد . سالاران و سپاهيان خود را اميدوار كرد و وعده پيروزى و رستگارى به آنها داد . تشجيع و تشويق نمود جنگ واقع شد و مدتى از روز گذشت كه سپاه امين شكست خورد و پراكنده شد و اسلحه و چهارپايان و ذخاير بسيار بجا گذاشت . كه بدست طاهريان افتاد باز امين گنجها را گشود و مال فراوان بخشيد . پس از آن اهالى محلات و پيرامون شهر را مسلح كرد و منصب و مقام و مال بسيار داد . بهر يكى از فرماندهان آنها يك شيشه غاليه ( عطر ) داد ولى بافراد چيزى نداد طاهر آگاه شد به آنها پيغام داد و اميدوار كرد و تابعين را ضد فرماندهان برانگيخت . آنها ضد امين شوريدند . كار بسيار سخت شد . مستشاران امين به او گفتند : به آنها مال و انعام بده و استمالت كن او نشنيد و عمل نكرد بلكه دستور داد كه آنها را سركوبى كنند . گروهى از سپاهيان طاهر كه قبل از آن به او ملحق شده بودند دستور داد كه با شورشيان نبرد كنند آنها جنگ كردند طاهر مغتنم شمرد به آنها پيغام داد و سوى خود كشيد . از آنها گروگان گرفت و آنها را بمتابعت خود پذيرفت و مال و انعام داد .