ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
158
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بنوش . چون آب را نوشيد ابن سماك گفت : ترا بخويشى خود نسبت برسول قسم مىدهم اگر خروج اين آب را از بدن تو منع كنند ( نتوانى زهر آب را بريزى ) تو بچه مبلغى خروج آن را مىخرى ؟ گفت : به تمام مملكت خود . ابن سماك گفت : مملكتى كه بيشتر از يك آب خوردن و زهر آب ريختن ارج نداشته باشد بچه كار آيد ؟ چنين مملكتى بهتر اين است كه بر سر آن نزاع و كشاكش نشود . رشيد زار گريست . گفته شد : فضيل بن عياض مىگفت : هيچ مرگى براى من جانكاهتر از مرگ هارون نبود . اى كاش خداوند از عمر من مىگرفت و بر عمر او مىافزود . مرگ او بر ياران و پيوستگان سخت ناگوار آمد چون هارون در گذشت و همه جا فتنه برخاست و فشار مأمون در مسئله خلق قرآن افزوده شد ( به اين معنى مأمون قائل به اين عقيده بود كه قرآن مخلوق خداوند است . قرآن آفريده شده و گر نه خداوند آن را مانند انسان به زبان نياورد و متعصبين مىگفتند : قرآن سخن خداوند است خصوصا فرقه كه مجسم بودند كه خدا را جسم مىدانستند ) و چون همه جا محنت و نكبت بروز كرد مردم گفتند : شيخ ( كه فضيل بن عياض باشد ) به آنچه گفت داناتر است . محمد بن منصور بغدادى هنگامى كه رشيد ابو العتاهيه را بزندان افكند گفت : رشيد براى ابو العتاهيه جاسوس گذاشت كه مراقب حالات او باشد جاسوس روزى ديد كه ابو العتاهيه اين بيت شعر را بر ديوار نگاشته : اما و اللّه ان الظلم لؤم * و ما زال المسيء هو الظلوم الى ديان يوم الدين غضى * و عند اللّه تجتمع الخصوم يعنى : به خدا قسم ستم زشت است . بدكار هم هميشه ستمكار است . ما همه نزد دادگر روز حساب مىرويم . تمام متخاصمين نزد خدا جمع خواهند شد . جاسوس برشيد خبر داد رشيد او را آزاد و احضار كرد و گريست و از او بخشش خواست و به او هزار دينار داد . اصمعى گويد : روزى رشيد طعامى حاضر كرد و مجلس خود را آراست و ابو العتاهيه را خواند گفت . اين مجلس و خوشگذرانى و نعمت دنيا را براى ما وصف كن .