ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
144
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و هشام در بستر خفت و فرزندانش مرض و عجز او را باور كردند و با اين تدبير از كيفر امير نجات يافت و در بستر ماند تا على بن عيسى عزل و بجاى او هرثمة بن اعين نصب شد . چون هرثمه رسيد هشام از بستر برخاست و براى استقبال هرثمه سوار شد . على بن عيسى او را ديد پرسيد كجا مىروى ؟ گفت باستقبال امير . گفت : مگر تو بيمار و عليل نبودى گفت : خداوند در يك شب دژخيم را بر كنار و مرا از عافيت برخوردار فرمود . امارت و ايالت هرثمه همچنين آشكار شد . گفته شده آشكار نبود بلكه رشيد امارت هرثمه را از همه كس مكتوم داشت . گفته شد : چون رشيد خواست على بن عيسى را بر كنار كند هرثمه را نزد خود خواند و محرمانه به او گفت كه على بن عيسى از من مدد خواسته سپاهى و مال براى او مىفرستم . تو برو و به اين تظاهر كن كه تو براى يارى او لشكر مىكشى . رشيد فرمانى به خط خود براى ايالت و امارت هرثمه نوشت و به او داد كه مكتوم بدارد تا برسد . بمنشيان دربار هم دستور داد كه بعلى بن عيسى بنويسند : هرثمه براى يارى تو فرستاده شده . هرثمه رفت و هيچ كس از امارت او آگاه نشد تا بنيشابور رسيد . چون به آن شهر رسيد اتباع خود را در پيرامون آن بحكومت منصوب كرد خود نيز با شتاب رفت تا قبل از رسيدن خبر خود بمرو برسد . چون هرثمه بمرو رسيد على بن عيسى باستقبال او رفت و هرثمه او را گرامى داشت و تعظيم نمود تا وارد شهر شد كه فورا او را گرفت و بازداشت . خانواده و اتباع او را هم گرفت و اموال وى را ضبط كرد كه هشتاد هزار هزار ( دينار زر ) بود . گنجها و اثاث و اموال ديگر او بر هزار و پانصد شتر حمل مىشد . رشيد تمام آن اموال را گرفت . هرثمه در سنهء صد و نود و دو بخراسان رسيد . چون هرثمه تمام اموال آنها را گرفت . آنها را براى محاكمه و پس دادن و اموال مردم نشاند . خبر هم برشيد داد و نامه نوشت . على بن عيسى را سوار شتر بدون پالان كرد و نزد رشيد فرستاد .