ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

116

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

آيا او هنوز در زندان است ؟ گفت : او را در زندان تنگ و تاريك و غل و زنجير در پاى اوست . گفت : بسر من راست ميگويى ؟ جعفر كه هوشمندترين خلق بود و از حيث انديشه و ذهن و هوش مانندى نداشت متوجه اين شد كه هارون آگاه شده گفت : بسرت سوگند كه من دانستم او سوء نيت نداشت ( آزادش كردم ) . گفت : خوب كردى من هم همين قصد را داشتم . چون جعفر برخاست كه برود . رشيد گفت : خدا مرا بكشد اگر ترا نكشم ( آهسته گفت ) بدين سبب كار او بدانجا كشيد . گفته شد : يكى از علل اين بود كه جعفر كاخى ساخت كه بيست هزار هزار درهم خرج بناى آن شد . خبر آن را برشيد دادند و گفتند : خرج يك عمارت چنين است پس مخارج ديگر و عطا و انعام دادن او چه مقدار خواهد بود ؟ رشيد هم آن كار را اسراف بىمانند دانست . يكى از علل كه عوام آن را سبب و علت نمىدانند و حال اينكه بزرگترين علت بايد باشد اين بود كه : از يحيى بن خالد هنگامى كه پرده كعبه را گرفته بود شنيده شد كه مىگفت : خداوندا اگر تو در پس گرفتن نعمت خود از من راضى باشى . يا اگر مال و خانواده و فرزندان را جز فضل از من بگيرى و سلب كنى من برضاى تو راضى هستم . سپس رفت و بازگشت و تا در كعبه رسيد ايستاد و گفت : خداوندا كسى كه مانند من درخواست مىكند و فضل ( فرزند خود ) را استثنا مىنمايد حقا بايد سمج باشد ( فضل را هم از من بگير ) و باز شنيده شد كه او مىگفت : خداوند گناههاى من بسيار و بىشمار و گرانبار است جز تو كسى قادر بر احصاء گناهان من نخواهد بود خداوندا اگر بخواهى به من كيفر دهى اين كيفر در اين دنيا باشد اگر هم كيفر من باعث زوال سمع و بصر و هلاك اولاد و فناى مال باشد در همين دنيا باشد نه در آخرت خدا هم دعوت او را اجابت فرمود . چون از سفر حج بازگشتند و در انبار منزل گرفتند رشيد هم رسيد و در محل ( معروف به ) عمر رخت افكند آنها را ( برمكيان ) را دچار نكبت نمود .