ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
11
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ايالت افريقا را بيزيد بن حاتم سپرد . حكومت موصل به عهده محمد بن فضل بود . عمال و حكام هم همانند كه بودند و پيش ازين نام آنها برده شده بود . در آن سال عبد الرحمن اموى سوى « سرقسطه » لشكر كشيد . قبل از آن ثعلبة بن عبيد را با سپاهى انبوه فرستاده بود . سليمان بن يقظان و حسين بن يحيى هر دو بر خلع عبد الرحمن متفق شده بودند چنان كه اشاره نموديم . ثعلبه با هر دو جنگ كرد و نبرد سختى رخ داد . روزى پس از جنگ ثعلبه بخيمه خود برگشت : سليمان غفلت او را مغتنم شمرد حمله كرد و او را گرفت . سپاه عظيم او پراكنده شد . سليمان از پادشاه فرنگ كه « قارله » بود استدعا نمود كه به يارى او بيايد و او شهر را تسليم وى كند و ثعلبه ( گرفتار ) را هم به او بسپارد . چون پادشاه فرنگ رسيد ديد در دست سليمان غير از ثعلبه چيزى نبود او ثعلبه را ربود و برگشت . او تصور مىكرد كه با گرفتن ثعلبه خواهد توانست يك فدا و بهاى عظيمى بدست آرد ولى عبد الرحمن اعتنا نكرد و پس از مدتى ( كه نااميد شدند ) كسانى را وادار كرد كه او را از فرنگ بخواهند فرنگيان هم او را برايگان آزاد كردند . عبد الرحمن سوى « سرقسطه » لشكر كشيد . فرزندان خود را با عده بهر سو فرستاد كه دشمنان را سركوبى كنند و پس از پيروزى همه در « سرقسطه » جمع شوند حسين بن يحيى ( يار و همكار خود ) سليمان بن يقظان را كشت و خود به تنهائى در « سرقسطه » حكومت نمود . عبد الرحمن رسيد و شهر را از هر طرف محاصره كرد و فرزندان او هم يكى بعد از ديگرى رسيدند و مخالفين را همراه خود آورده بودند و به او خبر دادند كه همه مطيع شدهاند حسين ( كه محاصره شده بود ) اظهار اطاعت كرد عبد الرحمن هم طاعت وى را پذيرفت و فرزندش سعيد را گرو گرفت و از محاصره او دست برداشت . بعد از آن عبد الرحمن بلاد فرنگ را قصد كرد و سخت آسيب رسانيد و