ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

106

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و درود و دعا براى نماز شب آماده مىشد و تا طلوع فجر نماز مىخواند و بعد نماز صبح را ادا مىكرد و باز نماز مىخواند تا طلوع آفتاب و بعد اندكى مىنشست و چون آفتاب بالا رود مىخوابيد و قبل از ظهر بيدار مىشد وضو مىگرفت و نماز ظهر را ادا مىكرد و بعد ميخوابيد و باز بيدار ميشد و نماز عصر را ميخواند و عبادت ميكرد تا هنگام غروب كه نماز مغرب ميخواند و بعد نماز عشا حال او چنين بود تا وفات يافت چون خواهر سندى او را مىديد مىگفت واى بر قومى كه اين مرد پرهيزگار را آزار داده‌اند آنها رستگار نخواهند شد . لقب او كاظم بود زيرا او به كسى كه آزارش ميداد نيكى مىكرد و اين عادت او تا ابد بود . از محبس برشيد نامه بدين مضمون نوشت : هر روز كه از محنت من ميگذرد يك روز از عيش و خوشگذرانى تو خواهد گذشت تا روزگار من و تو منقضى شود و بروزگارى خواهيم رسيد كه پايان نخواهد داشت و در آن روزگار تبه كاران دچار خسران خواهند شد . در آن سال در بلاد اندلس فتنه برخاست جنگ ما بين يك فرمانده بزرگ بنام ابو عمران و بهلول بن مرزوق واقع شد كه از اعيان و بزرگان اندلس بود . عبد الله بالنسى با ابو عمران بود و جنگ رخ داد و اتباع بهلول منهزم و بسيارى از آنها كشته شدند . يونس بن حبيب نحوى مشهور كه علم را از ابو عمرو بن علاء آموخته بود وفات يافت . سن او بيشتر از صد سال بود . عيسى بن موسى بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس و محمد بن صبيح كه ابو العباس مولاى بنى عجل كه معروف بمذكر بن السمال بود و هشيم بن بشير واسطى مورد اعتماد و وثوق بود وفات يافتند و فوت او در ماه شعبان رخ داد او تصحيف مىكرد ( در خواندن اشتباه ميكرد ) . يحيى بن زكريا بن ابى زائده قاضى مدائن بسن شصت و سه سال و يوسف بن يعقوب بن عبد الله بن ابى سلمه ماجشون همه در آن سال درگذشتند