ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

95

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

براى آغاز جنگ با بنى معاويه نيافتند : زياد هم فرمان داد كه اسلحه را دور اندازند و آرام باشند ولى آنها آزادى گرفتاران را مطالبه مىكردند و اسلحه را نمىانداختند او هم اسراء را آزاد نمىكرد . سكون به او ( زياد ) گفتند كه تو اقدام بجنگ كن كه براى آنها سخت و غير قابل تحمل خواهد بود . او هم شبيخون زد و آنها را كشت و پراكنده نمود چون متفرق شدند حارثه و ساير گرفتاران را رها كرد چون اسراء نزد قبايل خود برگشتند آنها را ضد زياد برانگيخته از پرداخت ماليات خوددارى نمودند . زياد هم آنها را به حال خود گذاشت و بجنگ آنان نپرداخت آنها هم از قصد زياد و آغاز نبرد خوددارى كردند . او ( زياد ) حصين بن نمير بنمايندگى نزد آنها فرستاد . حصين هم ما بين زياد و حضرموت سفارت و سفر مىنمود و پيغام مىبرد و مىآورد تا آنكه طرفين آرام گرفتند اندك مدتى بدان حال گذشت بعد از آن بنى عمرو بن معاوية كه از كنده بودند بمحاجر خود منتقل شده منزل گزيدند كه آن محل تحت تسلط و حمايت آنها بود . اين چهار مرد ( از ملوك الطوائف ) جمد و مخوص و مشرح و ابضعه با خواهر خود عمرده كه چهار پادشاهى ( اميرى ) كه پيغمبر بر آنها نفرين كرده و پيش از اين بدان نفرين اشاره شده بود . هر يكى در يك محل معروف بحجر منزل گرفتند . بنى معاويه همه بر اين متفق و متحد شدند كه از تاديه ماليات خوددارى كنند مگر شرحبيل بن سمط و فرزند او كه هر دو بنى معاويه را خطاب كرده گفتند : آزادگان از اين شرم دارند كه از يك حال خوب بيك حال بد تغيير وضع بدهند . آنها حتى اگر يك حال بالنسبه از حال اولى خود ساده‌تر يا روشنتر بيابند از بيم ننگ بتغيير وضع و ترك ثبات نمىپردازند تا چه رسد باينكه از يك وضع و حال نكو بيك وضع زشت منتقل شده ترك اولى نمايند و از تبديل حق بباطل شرم نكنند ( مقصود برگشتن از اسلام ) . خداوندا ما هرگز با قوم خود در اين عمل ( زشت ) همراه و همكار نمىباشيم سپس خود و فرزندش