ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
91
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بسيارى از مهره با او همراه بودند . نخع و حمير ( دو قبيله ) رهائى يافتند ( مرتد شده باز باسلام برگشتند . ) مهاجر بن ابى اميه نيز از مكه و طايف رسيده بود همچنين جرير با بجيله بنجران رسيد كه فروه بن مسيك مرادى به آنها پيوست عمرو بن معديكرب كه پنهان شده بود و در حال خفا بدون گرفتن امان بر مهاجر وارد شد . مهاجر هم او را بند كرد ، قيس را هم گرفت و بند كرد و هر دو را نزد ابو بكر روانه نمود . ابو بكر گفت : اى قيس بندگان خدا را كشتى و مشركين و مرتدين را يار خود نمودى و از مسلمين رو برگردانيدى . او بر كشتن قيس اصرار نمود ولى راهى براى قتل وى نيافت ، قيس هم خود را از قتل داذويه ( ايرانى ) برى داشت و گفت او را در خفا كشتهاند ( و من در قتل او شركت نجستم ) خود را از ريختن خون او برى و بىگناه خواند . ابو بكر بعمرو گفت . آيا شرم ندارى كه هر چند روزى يا ميگريزى يا گرفتار مىشوى ! گفت . باكى نيست . اگر اين بار پيش آيم هرگز نخواهم برگشت . هر دو آزاد شده نزد قبيله خود برگشتند . مهاجر از نجران لشكر كشيد ، سواران او باتباع عنسى احاطه كردند آنها امان خواستند به آنها امان نداد و آنها را بهر راهى كه توانست كشت و نابود نمود . سپس رهسپار شد تا وارد صنعاء گرديد و خبر ورود خود را بابى بكر نوشت .