ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

81

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هيچ مردى نتوانست بگريزد يا چيزى از مال خود ببرد مگر رخت خويش ابجر هم گريخت . حطم ( رئيس آنها ) كشته شد . قيس بن عاصم او را كشت ولى بعد از اينكه عفيف بن منذر تميمى پاى او را با شمشير بريد عفيف هم منذر بن نعمان بن منذر غرور را ( مدعى پادشاهى حيره و عرب ) اسير كرد او مسلمان شد . صبح روز بعد علاء غنايم را تقسيم نمود بكسانيكه دليرى كرده و خوب امتحان داده بودند جامه اضافه ( خلعت ) داد . ثمامه بن اثال حنفى را يك جامه گرانبها كه بهترين جامه حطم بود و بدان مفاخره و مباهات ميكرد . چون ثمامه بعد از فتح دارين برگشت بنى قيس بن ثعلبه آن جامه را ديدند كه بر تن داشت . از او پرسيدند آيا تو حطم را كشتى ؟ گفت : من او را نكشتم ولى از غنايم خريده‌ام آنها بر او هجوم برده او را كشتند . گريختگان هم بدارين رفته و از آنجا سوار كشتى شده رفتند . سايرين هم بقبايل خود پيوستند . علاء هم بمسلمينى كه بر اسلام خود پايدارى نمودند و آنها از بكر بن وائل بودند كه عتبه بن نهاس و مثنى بن حارثه از آنها بودند نوشت كه مترصد گريختگان باشند و مرتدين را در هر طريقى ببينند بكشند آنها هم فرمان او را به كار بستند و نمايندگان آنها نزد او رفتند او هم فرمان داد كه همه بدنبال او بيايند آنگاه سوى دارين لشكر كشيد . باتباع خود گفت : خداوند معجزات و كارهاى فوق العاده را در بيابان براى شما انجام داد ( كنايه از طى راههاى سخت و تحمل مشقات كه پيروزى بدنبال آنها آمد ) اكنون خداوند معجزات و عجايب دريا را نمايش مىدهد . آنگاه با اسب و شتر و خر و چهارپايان ديگر بدل دريا زد همچنين پيادگان با سواران خود را به آب انداختند . آنها توانستند از آن خليج عبور كنند . ( شايد كم عرض يا كم آب بوده ) . دعاء آنها هم اين بود . « يا ارحم الراحمين ، يا كريم يا حليم يا احد يا صمد يا حى يا محى الموتى يا حى يا قيوم لا إله الا انت يا ربنا » يعنى اى مهربانتر از مهربانان اى كريم و حليم