ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

74

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و او را كشت از بنى حنيفه در عقرباء ( ميدان جنگ ) هفت هزار تن و در حصار باغ هم مانند آن عده كشته شدند . خالد ( با مجاعه بدين نحو ) صلح كرد كه فقط سيم و زر و سلاح هر چه هست از اموال ( مردم شهرنشين ) به او غنيمت داده شود . نيمى از اسراء زن گفته شده يك ربع از اسراء برده به او بدهد ( و عهد صلح بسته شد ) چون دروازه‌ها را گشودند ديدند جز پيران و كودكان و بيماران و زنان مردى در آنجا نبود . خالد بمجاعه گفت : واى بر تو مرا فريب دادى ! گفت : آنها قوم من هستند من جز اين ( خدعه ) چاره نداشتم . خالد هم وفا كرد و عهد صلح را نشكست در آن هنگام نامه از ابو بكر رسيد كه دستور داده بود هر شخص بالغ را بكشد ولى خالد نكرد و عهد صلح را حفظ نمود . چون مردم ( مسلمين ) از ميدان جنگ برگشتند عمر به فرزند خود عبد اللّه گفت : چرا تو قبل از زيد ( برادر خود ) هلاك نشدى ؟ زيد كشته شد و تو زنده ماندى ؟ برو گم شو و روى خود را از من پنهان كن . عبد اللّه گفت : او شهادت را از خداوند مسئلت نمود و خداوند بر او تفضل كرد و من شهادت را از خداوند خواستم و به من نداد . در همين سال بعد از واقعه يمامه ابو بكر دستور داد كه قرآن جمع آورى شود زيرا بسيارى از ياران كشته شده بودند و ترسيد كه از ياد برود كه ما شرح جمع و تدوين قرآن را در سنه سى ( هجرى ) خواهيم آورد . كسانى كه در يمامه بشهادت رسيدند و از ياران ( پيغمبر ) بودند عباد بن بشر انصارى كه شاهد جنگ بدر و جنگهاى ديگر بود . همچنين عباد بن حارث انصارى كه در جنگ احد شركت كرده بود . عمير بن اوس بن عتيك انصارى كه شاهد جنگ احد بود كشته شد عامر بن ثابت بن سلمه انصارى و عماره بن حزم انصارى برادر عمرو كه شاهد جنگ بدر بود كشته شدند همچنين على بن عبد اللّه بن حارث از بنى عامر بن لوى كه با پيغمبر هم صحبت و يارى داشت كشته شدند . عائذ بن ماعص انصارى هم كشته شد . گفته شده او در