ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

70

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هر گروهى پرچم و پرچمدار خود را داشتند . مجاعه كه اسير شده بود در خيمه ام تميم بود . مردم ( سپاهيان ) روبرو شدند . نخستين كسى كه بميدان آمد نهار رجال بن عنفوه ( كسى كه مرتد شده و مسيلمه را يارى كرد ) بود . او بدست زيد بن خطاب ( برادر عمر ) كشته شد . كارزار سخت گرديد . مسلمين هرگز بمانند آن جنگ دچار نشده بودند . مسلمين شكست خورده گريختند بنى حنيفه هم خيمه مجاعه را قصد نمودند . خالد هم از خيمه بيرون رفت ، آنها داخل خيمه شدند و بمجاعه رسيدند كه خالد او را بهمسر خود ( ام تميم ) سپرده بود . آنها خواستند زن خالد را بكشند . مجاعه آنها را از كشتن وى منع و نهى نمود و گفت : او در پناه من است . آن بانو نجات يافت . مجاعه گفت . مردها را دنبال كنيد و بكشيد آنها خيمه را پاره پاره كردند . مسلمين هم ( بعد از شكست ) يك ديگر را خواندند ( برگشتند و پايدارى كردند ) . ثابت بن قيس ( پرچمدار انصار ) گفت : اى گروه مسلمين عادت بدى داريد ( در فرار ) خداوندا من از كار ( زشت ) اينها مقصود اهل يمامه ( اتباع مسيلمه كذاب ) برى هستم . ( از كفر آنها ) از كار اينها مقصود مسلمين ( و فرار آنها ) هم معذرت ميخواهم . سپس خود نبرد كرد تا كشته شد . زيد بن خطاب هم گفت : گردنكشى نخواهد بود ، به خدا من پس از اين سخنى نخواهم گفت مگر بعد از فرار دشمن يا در اين نبرد كشته شوم آنگاه معذور خواهم بود ( خطاب بمسلمين ) چشم خود را ببنديد و دندانها را بر هم زنيد و دشمن را بزنيد و پيش رويد . آنها همچنين كردند و دشمن را به محل صف اولى خود برگردانيدند و بعد هم بنقاط خلفى رانده شدند كه دور ترين محل لشكر بود . ابو حذيفه گفت : اى اهل قرآن . قرآن را با مجاهده خود زيب و زيور دهيد . خالد هم با گروهى از مردم حمله كرد تا پيش تازان دشمن را به عقب راند و دور تر هم كرد . كارزار بر شدت خود افزود . بنى حنيفه هم سخت سر حميت و غيرت آمدند و سخت جنگيدند ، جنگ هم گاهى بسود مسلمين و گاهى بنفع كافرين