ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
61
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان واقعه مالك بن نويره چون سجاح بجزيره برگشت مالك بن نويره از كردار خود ( همراهى - مرتدين ) سخت پشيمان و پريشان گرديد همچنين وكيع كه هر دو از گذشته نادم و متحير شده بودند ناگزير هر دو ماليات را جمع و خالد را استقبال و ماليات ( اسلامى ) را تقديم نمودند . خالد هم پس از آنكه كار فزاره و غطفان و اسد و طى را پايان داد بطاح ( محل ) را قصد نمود كه مالك بن نويره در آنجا در كار خود دچار حيرت و ترديد شده بود . انصار هم از خالد باز ماندند و گفتند . امر و دستور خليفه اين نبود خليفه فرمان داده بود كه چون ما كار بزاخه ( محل ) را يكسره و بلاد آن قوم را پاك كنيم در همانجا بمانيم تا او ( ابو بكر ) بما بنويسد . خالد هم گفت : او مرا فرمانده كرد اگر هم نامه يا دستور تازه نرسد من كه امير قوم هستم نبايد فرصت را از دست دهم تا من به او خبر بدهم و منتظر دستور شوم فرصت از دست مىرود . همچنين اگر ما دچار يك پيشآمد غير منتظرى بشويم بايد خود بتدبير خويش تصميم بگيريم و خود را نجات دهيم اينك مالك بن نويره در قبال ماست . من با مهاجرين كه همراه من هستند او را قصد مىكنيم و باز هم من مهاجرين را بمتابعت خويش مجبور نمىكنم خالد ( با مهاجرين ) رفت و انصار ( از خوددارى ) پشيمان شدند . يك ديگر ملامت كرده گفتند : اگر اين قوم ( خالد و مهاجرين ) پيروز شوند و غنيمت ببرند ما از آن