ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

59

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

( 1 ) و ان شئت سلقناك * و ان شئت على اربع و ان شئت بثلثيه * و ان شئت به اجمع يعنى برخيز ( خطاب بمؤنث - اى زن ) سوى پستو برويم كه بستر براى تو گسترده شده اگر بخواهى در خانه ( غرفه ) و اگر بخواهى در پستو ( پس خانه ) بپردازيم . اگر بخواهى دراز كش و اگر بخواهى بر چهار دست و پا - اگر بخواهى با دو ثلث و اگر بخواهى با تمام آن ( عبارت نيازمند تصريح نيست كه حتى با اشاره و تلويح هم مخالف ادب است ) . او گفت : با تمام آن كه كار باتمام مىرسد او گفت : به همين گونه هم ( كه تماما به كار رود ) براى من وحى نازل شده ( افسانه است ولى در تمام كتب تاريخ وارد شده ) او ( سجاح ) نزد او ( مسيلمه ) سه روز ماند و بعد نزد قوم خود برگشت . از او پرسيدند : چگونه ديدى ؟ گفت : او بر حق بود و من از او پيروى كردم و همسر او شدم . گفتند : مهر و صداق از او خواستى ؟ گفت : نه . گفتند : برگرد و از او كابين بخواه چون او برگشت مسيلمه در را بر او بست و خود در قلعهء خويش نشست و پرسيد چه اتفاق افتاده ؟ گفت : بايد مهر مرا معين كنى ( يا بپردازى ) او پرسيد مؤذن تو كيست گفت شبث بن ربعى رياحى ( يكى از سران سپاه كوفه در واقعه كربلا ) . مسيلمه او را خواند و گفت : چنين ندا كن ( جار بكش ) كه : مسيلمه رسول اللّه از شما دو نماز را كه محمد واجب نموده ساقط كرده يكى نماز صبح و ديگرى نماز عشا . او با ياران خود برگشت ( مقصود سجاح ) . ميان اتباع او عطارد بن حاجب و عمرو بن اهتم و غيلان بن خرشه و شبث بن ربعى بودند عطارد بن حاجب گفت : أمست نبيتنا انثى نطوف بها * و اصبحت انبياء الناس ذكرانا پيغمبر ما مونث است كه ما با او جولان مىدهيم ( طواف - گشتن ) در حالى كه پيغمبران مردم ذكور هستند .