ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

57

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گريختند و مسالمت مالك بن نويره را هم نپسنديدند . مالك بن نويره و وكيع هم بملاقات سجاح رفتند . سجاح هم براى آنها سخنى ( مانند قرآن ) با سجع بافت و گفت : « اعدو الركاب و استعدوا للنهاب ثم اغيروا على الرباب فليس دونهم حجاب » يعنى : آماده سوارى و يغما باشيد . رباب ( قبيله ) را غارت كنيد كه مانع و حاجبى نخواهند داشت . آنها ( اقوام سجاح ) حمله كردند . ضبه و عبد مناف بجنگ و ستيز برخاستند و از طرفين كشته و گرفتار بسيار افتاد سپس صلح كردند . قيس بن عاصم هم شعرى سرود كه در آن شعر اظهار پشيمانى از عدم پرداخت ماليات بابى بكر نموده بود سجاح هم با لشكرهاى جزيره رهسپار شد تا به محل نباج رسيد . در آنجا اوس بن خزيمه هجيمى با قوم خود از بنى عمرو بر آنها حمله كرد و هذيل و عقه ( دو سردار سجاح ) را اسير نمود . بعد از آن به اين شرط صلح كردند كه آن دو گرفتار آزاد شوند و لشكريان سجاح از ورود بسرزمين اوس خوددارى كنند . سجاح با لشكرهاى خود يمامه را قصد نمود اين سخن ( آيه مانند ) را هم نازل كرد « عليكم باليمامه و دفوا دفيف الحمامه فانها غزوة صرامه لا يلحقكم بعدها ملامة » يعنى بر شماست كه يمامه ( محل ) را قصد كنيد مانند كبوتران صف بكشيد و بال بگشاييد . اين يك جنگ و غارت ( سودمند ) قاطع و پيروزمند است . بعد از اين دچار ملامت نخواهيد شد . او بنى حنيفه را قصد نمود . مسيلمه ( پيغمبر دروغگو ) شنيد و ترسيد كه اگر دچار جنگ با سجاح شود ثمامه و شرحبيل بن حسنه و قبايل آنها بر حجر ( محل ) در يمامه چيره شوند ناگزير براى سجاح هديه فرستاد سپس براى شخص خود از او امان خواست تا خود شخصا نزد او برود سجاح هم به او امان داد و او با عده چهل تن از بنى حنيفه نزد وى رفت . سجاح هم بدين مسيح كاملا آشنا و بر علم آن دين آگاه بود . مسيلمه گفت ( شروع بجعل وحى و سخن‌پردازى نمود ) براى ما نيمى از كره ارض تخصص شده و براى قريش نيم ديگر ولى قريش دور از