ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

53

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان ورود عمرو بن عاص از عمان پيغمبر عمرو بن عاص را بعمان سوى جيفر فرستاده بود و او هنگام مراجعت آن حضرت از حجة وداع كه پيغمبر وفات يافت و عمرو در عمان بود او از عمان سوى بحرين روانه شد . منذر بن ساوى ( والى تازه مسلمان بحرين ) را در حال احتضار ديد . از آنجا بلاد بنى عامر را قصد نمود و نزد قرة بن هبيره منزل گزيد . قره هم يك پا پيش ميگذاشت و پاى ديگر پس ( كنايه از ترديد ) او لشكرى از بنى عامر همراه داشت . عمرو را پذيرفت و گرامى داشت و براى او ( ذى حياتى ) كشت ( گوسفند يا شتر و غيره ) . چون خواست سفر كند قره با او خلوت كرد و گفت : اى مرد ! عرب دلخوش از اين نيستند كه بشما باج بدهند اگر عرب را از باج و خراج معاف بداريد متابعت و اطاعت خواهند كرد و اگر نه بشما نخواهند گرويد . عمرو به او گفت : اى قره كافر شدى ؟ آيا تو ما را از عرب مىترسانى به خدا سوگند سرزمين ترا با سم ستور تباه خواهم كرد و ترا در پناهگاه مادرت خواهم كشت . او لفظ حفش را گفت و حفش ( در لغت عرب ) بستر زن تازه‌زا مىباشد ( كنايه از خوارى و پناه بردن بآغوش زنان ) . سپس بمدينه رفت و بر مسلمين وارد شد آنها گرد او تجمع نموده اوضاع را ميپرسيدند او به آنها خبر داد كه لشكرها ( از مخالفين اسلام ) از دبا ( محل ) تا مدينه همه آماده نبرد با ( مسلمين ) مىباشند . مسلمين از پيرامون او