ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

38

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اسامه را سوق داد اعراب از دين اسلام برگشتند و زمين بيك شعله آتش افروخته شد و هر قبيله مرتد شد همه با خواص ( و اغلب آنها ) اسلام را ترك گفتند مگر قريش و ثقيف . كار مسيلمه و طليحه ( دو پيغمبر كذاب ) بالا گرفت . عموم طى و اسد ( دو قبيله ) بطليحه گرويدند . غطفان هم براى متابعت عيينه ابن حصن مرتد شدند زيرا او گفته بود . يك پيغمبر از متحدين ما كه اسد و غطفان باشند براى ما بهتر از يك پيغمبر از قريش است محمد هم وفات يافته و طليحه زنده است بايد از او پيروى كنيم آنگاه غطفان از او متابعت كردند . نمايندگان پيغمبر كه سوى يمامه و اسد رفته بودند بازگشتند كه پيغمبر وفات يافته بود آنها نامه‌هاى خود را بابى بكر تسليم نمودند و خبر مسيلمه و طليحه را شرح دادند . او گفت : باشد كه نامه‌ها و پيكهاى ديگر از امراء شما ( اسلام ) زود برسد كه خبر بدتر و سختر را برسانند چنين هم شد كه تمام امراء و حكام پيغمبر از همه جا اطلاع دادند كه اعراب عموما يا اغلب آنها مرتد و بر مسلمين مسلط شده‌اند . ابو بكر هم به همان وضع و حالى كه پيغمبر با آنها نبرد مىكرد آغاز جنگ نمود . نمايندگان را برگردانيد و نمايندگان ديگرى ( براى تاييد آنها ) مجددا فرستاد و منتظر شد كه لشكر اسامه برگردد تا بجنگ آنها برود . امراء و فرمانداران پيغمبر هم ( در آن وقت ) اينها بودند : امرؤ القيس بن اصبغ كلبى امير قضاعه و كلب ( دو قبيله ) و عمرو بن حكم امير قين و معاويه و البى امير سعد هذيم بودند . وديعه كلبى و اتباع او از اسلام برگشتند ولى امرؤ القيس ( غير از شاعر مشهور ) دين خود را حفظ نمود . زميل بن قطبه قينى هم مرتد شد ولى عمرو پايدارى نمود . معاويه و اتباع او از سعد هذيم ( قبيله ) مرتد شدند . ابو بكر بامرئ القيس نوشت ( كه جهاد كند ) او ( امرؤ القيس ) جد سكينه دختر حسين بن على ( پدر زن حسين عليه السّلام ) بود . او باتفاق وديعه سوى عمر ( براى جنگ ) روانه شد . زميل و معاويه را معذور