ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
28
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
داستان اسود عنسى در يمن نام او عيهلة بن كعب بن عوف عنسى با نون و عنسى طايفهء از مذحج ( قبيله ) بود . لقب او ذو الخمار ( دهان پوش ) بود زيرا او هميشه دستار بر سر داشت و با دامن عمامهء خود دهان خود را مىپوشانيد ( خمار - معروف است - براى زن و مرد - زن با معجر و و مرد با دامن دستار نيمى از روى خود را مىپوشانيدند ) . پيغمبر امارت يمن را بامير ( ايرانى ) باذان كه مسلمان شده بود سپرد و او را بر تمام مخالفين خود مسلط فرمود . ( باذان نوادهء وهرز ديلمى سردار شهير انوشيروان كه يمن را گشود ) از طرف پيغمبر والى يمن بود تا وقتى كه درگذشت . بعد از مرگ او پيغمبر يمن را به چند امارت تقسيم و بامراء خود واگذار فرمود . عمرو بن حزم را عامل نجران و خالد بن سعيد بن عاص را حاكم ما بين نجران و زبيد نمود . عامر بن شهر را امير همدان ( قبيله ) و شهر بن باذان را والى صنعا ( پايتخت كنونى ) فرمود . عك و طوايف اشعرى را بطاهر بن ابى هاله سپرد . مارب را بابى موسى سپرد . يعلى بن اميه را هم فرمانده سپاه ( يمن ) فرمود . معاذ هم معلم ( تعليم قواعد اسلام ) بود كه بهر نقطه از مراكز يمن و حضرموت منتقل مىشد زياد بن لبيد انصارى را حاكم حضرموت فرمود . سكاسك و سكون ( قبايل يمن ) بعكاشه بن ثور و على بن معاوية بن كنده عبد اللّه يا مهاجر واگذار نمود . پيغمبر بيمار شد و او ( عبد اللّه يا مهاجر ) نرفت تا آنكه ابو بكر او را روانه كرد . پيغمبر وفات يافت و آنها ( كه نام بردهايم )