ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

234

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كه مالى به او ( مسلمين ) بدهد و آنها از جنگ منصرف شوند ولى به مقدار و وضع تاديه مال تصريح نكرد و چنين گفت : شما همسايه ما بوديد و ما هميشه نسبت بشما نيكى و مساعدت مىكرديم . شما را از هر گزندى حفظ مىنموديم سپس رفتار ايرانيان را نسبت بعرب توضيح داد زهره به او پاسخ داد كه وضع ما با عرب پيشين تفاوت دارد و مرام ما هم غير از مرام آنهاست . ما براى دنيا ( و كسب مال ) نيامده‌ايم بلكه فقط آخرت را ميخواهيم . ما چنين بوديم كه تو مىدانى و برخ ما كشيدى تا آنكه خداوند پيغمبرى براى ما فرستاد كه ما را سوى حق و خداپرستى دعوت فرمود . خداوند برسول خود فرمود كه من اين طايفه ( عرب ) را بر كسانى مسلط كرده‌ام كه بدين من ايمان ندارند و من از آنها انتقام خواهم كشيد و غلبه را نصيب مسلمين خواهم كرد تا وقتى آنها ( ايرانيان - غير مسلمان ) بدين من اقرار و ايمان كنند كه اين دين دين حق است و هر كه از آن رخ بتابد خوار مىشود و هر كه بدان ايمان بيارد گرامى خواهد بود رستم از او پرسيد : اين دين چيست ؟ گفت : ( زهره ) ستون اين دين كه هرگز بدون آن استوار نمىشود شهادت لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه است و اقرار و تصديق آنچه از خداوند نازل شده . رستم گفت : بسيار خوب است . بعد از اين چيست ؟ گفت : رها كردن مردم از مردم‌پرستى و وا داشتن آنها به خداپرستى رستم اين هم بسيار نكو است ديگر چه ؟ بايد دانست كه مردم همه فرزند يك پدر و مادر هستند كه آدم و حواء باشد و همه برادر و يكسان هستند . رستم گفت : اين هم بسيار نيك است سپس گفت : آيا اگر من و همراهانم اين عقيده را قبول كنيم شما چه خواهيد كرد و آيا بجاى اول خود برمىگردند ؟ گفت : ( زهره ) آرى به خدا هيچ‌گاه ما نزديك كشور شما نخواهيم آمد مگر براى تجارت . گفت : ( رستم ) به خدا راست گفتى . اما ايرانيان بعد از اردشير چنين بوده و هستند كه هيچ فرومايه را از عمل خود باز نداشتند اگر سيه‌كاران هم دست از كار خود بر مىداشتند گفته مىشد كه آنها