ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
198
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
نمودند . مثنى با عده كمى ماند . مثنى مجروح شده بود چند حلقه زره در تن او فرو رفته كه خود آن حلقهها را از پيكر خويش كشيده بود . عمر بر فرار و برگشتن جمعى ( از اهل مدينه ) آگاه شده بر آنها ترحم كرد زيرا آنها شرمنده بودند . عمر گفت : خداوندا هر مسلمانى كه دچار شده ( يا فرار كرده ) از طرف من بخشيده شود . من خود پناه هر مسلمان بىپناه هستم . اگر ابو عبيد هم مىگريخت ( دو تن بكشتن نمىداد ) باز من پناه او مىبودم ، عدهء كشتگان مسلمان در آن واقعه بالغ بر چهار هزار تن گرديد اعم از كشته و غريق و گريختگان هم دو هزار بودند . آنانى كه ماندند سه هزار تن بودند . عدهء كشتگان ايرانيان هم شش هزار تن بود . بهمن جاذويه هم خواست مسلمين را تعقيب كند ولى خبر به او رسيد كه ايرانيان باز دچار اختلاف و كشاكش شده و ضد رستم شوريدهاند . آنها عهد را شكسته دو دسته شدند ، يك دسته كه پهلويان باشند با رستم و يك دسته ديگر كه پارسيان هستند با فيروزان شده بهمن ناگزير بمدائن مراجعت كرد اين واقعه در ماه شعبان رخ داد . در اين واقعه دم پل دو برادر كشته شدند . عقبه و عبد الله كه هر دو فرزند قبطى بن قيس بودند . آنها از جنگجويان احد بودند . همچنين برادر سيم آنها عباد كشته شد ولى او در جنگ احد شركت نكرده بود قيس بن سكن بن قيس ابو زيد انصارى هم در آن جنگ كشته شد او يكى از مجاهدين بدر بود كه باز مانده از او نماند . همچنين يزيد بن قيس بن خطيم انصارى كه شاهد جنگ احد بود كشته شد : ابو اميه فزارى هم كشته شد كه او يك نحو صحبت و يارى پيغمبر داشت . حكم بن مسعود برادر ابو عبيده و فرزند او جبر بن حكم بن مسعود هم كشته شدند .