ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

193

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

آن فرار نرسى و شكست ايرانيان بود . مسلمين لشكر و لشكرگاه و ملك و زمين او را گرفتند ابو عبيد طعام بسيارى آماده ديد آن را باعراب داد . خرماى نرسى ( مخصوص شاه ) را بدست آوردند و به او نوشتند كه خداوند طعام مخصوص پادشاهان را روزى ما فرمود و ما خواستيم شما هم آن را چشيده نعمت و فضل خداوند را شكر نمائيد . ابو عبيد در آنجا اقامت و مثنى را سوى باروسما روانه نمود همچنين والق را بزوايى و عاصم را بنهر جور فرستاد كه هر دو سردار ايرانيان را در دو محل مزبور پراكنده كردند . فروخ ( فرخ ) و فراوندا هر دو ( سردار ) از طرف مردم باروسما و زوايى ( دو محل ) و كسكر فورا جزيه دادند و آنها را از تعرض مصون داشتند ولى مسلمين اهل زندورد ( نه زندرود ) و جاهاى ديگر را اسير و ديار آنها را ويران نمودند . ( كه جزيه نداده بودند ) . ولى فروخ ( فرخ ) و فراونداذ هر دو خردمندانه رفتار كرده طعام نزد ابو عبيد بردند كه انواع خوراكهاى پخته و خام بود ( علاوه بر جزيه ) ابو عبيد گفت : شما ( دو سردار ) از سپاه ما خوب پذيرائى و اكرام و اطعام كرديد گفتند . آنچه ميسر شده اين است و ما بيشتر و بهتر خدمت خواهيم كرد . آنها در عين حال منتظر آمدن جالينوس بودند . ابو عبيد گفت . ما به آنچه شما آورده‌ايد نيازى نداريم . به خدا من از آنچه شما پيش آورده‌ايد و ما بدست آورده‌ايم نخواهم خورد . طعامى را خواهم خورد كه طبقه متوسطه از آن تناول مىكند ( نه اشراف ) . چون جالينوس بعد از آن مغلوب شد باز طعام گوارا نزد او آوردند او گفت . من تنها بدون شركت عموم مسلمين از اين طعام نخواهم خورد به او گفتند . كسى از ياران ( اتباع ) تو نمانده كه از اين طعام نخورده باشد . آنگاه كه مطمئن گرديد از آن طعام گوارا تناول نمود .