ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

173

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان خلافت عمر بن الخطاب چون مرگ ابو بكر فرا رسيد عبد الرحمن بن عوف را نزد خود خواند و گفت : عمر چگونه است ؟ به من بگو ؟ گفت : به خدا اى خليفه پيغمبر او بهتر و افضل از آنست كه تو بدانى ولى يك نحو خشونت و سختى دارد گفت : چنين است زيرا او مرا سست و دلنازك مىبيند ( مرا با خشونت خود تعديل مىكند ) اگر كار خلافت به او واگذار شود بسيارى از اخلاق خود را ترك خواهد كرد . من او را چنين امتحان كرده و چنين ديدم كه اگر من نسبت به كسى غضب مىكردم او با نرمى از او خشنود مىشد ( مرا تعديل مىكرد ) و اگر من سهل‌انگارى و نرمى مىكردم او سخت مىگرفت و خشونت مىكرد . آنگاه ابو بكر عثمان را نزد خود خواند و گفت : عمر را براى من وصف كن . عثمان گفت : باطن او از ظاهر بهتر است . ميان ما كسى نيست كه مانند او باشد . ابو بكر بهر دو ( عبد الرحمن و عثمان ) گفت : كسى از اين گفتگو آگاه نشود و شما هم چيزى مگوئيد . من اگر عمر را كنار بگذارم جز عثمان كسى را در نظر نمىگيرم . عمر هم مختار است كه اين كار كه عبارت از اداره امور شماست قبول يا رد كند . اى كاش من از تكاليف كار شما آزاد مىبودم و مانند كسانى كه درگذشتند باشم كه كار شما را به خود شما واگذار كرده باشم . طلحة بن عبيد اللّه هم بر ابو بكر