ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
170
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را بعد از مرگ او زائيد . سپس ابو بكر بعائشه گفت : ما از وقتى كه كار مسلمين را در دست گرفتيم يك دينار و يك درهم هم از مال آنها نخورديم ( نكاستيم ) ولى از جريش ( دانه خرد شده كه مقصود طعام مسلمين است ) تناول مىكرديم و از پوشاك خشن ( و كم بهاى ) آنها مىپوشيديم . ما از غنايم مسلمين چيزى جز اين بنده ( غلام كه بهره او شده ) و اين شتر و اين قطيفه ( روپوش ) چيزى بدست نياوردهايم اگر من مردم اينها را نزد عمر بفرست . چون او درگذشت عائشه آنها را نزد عمر فرستاد عمر آنها را ديد و سخت گريست تا اشك او بر زمين ريخت آنگاه گفت خداوند ابو بكر را بيامرزد كه ( بسبب درستكارى ) كار ما را سخت كرده و كسانى را كه جانشين او مىباشند سخت خسته خواهد كرد . اين جمله را تكرار كرد ( يعنى ما هم بايد از او پيروى كنيم و من دچار رنج درستكارى خواهم شد ) آنگاه هر چه گذاشته بود ( غلام و شتر و روپوش ) براى بيت المال تخصيص داد . عبد الرحمن بن عوف گفت سبحان اللّه تو ( بعمر ) از بازماندگان ابو بكر اين سه چيز بنده و شتر باركش و قطيفه تن پوشى را كه قيمت آن پنج درهم بيشتر نيست مىربائى چه ضرر دارد اگر آنها را بوارثين او برگردانى . عمر گفت بخداوندى كه محمد را بعثت نمود اين در كار ولايت ( خلافت ) من روا نمىباشد . چيزى كه ابو بكر ذمه خود را از آن برى مىكند هرگز من گناه آن را به گردن نمىگيرم . ابو بكر دستور داده بود هر چه در زمان خود از بيت المال براى مخارج ضرورى خود برداشته بود پس از وفات او از دارائى موروث او گرفته ببيت المال پس داده شود ، گفته شده : روزى همسر او درخواست حلوا از او نمود او نتوانست خواسته او را انجام دهد . او كوشيد كه اندك اندك از مخارج روزانه خود بكاهد تا توانست مبلغى براى تهيه حلوا فراهم كند سپس به او گفت : من مبلغى از مازاد مخارج اندوختهام كه بتوانيم حلوا بپزيم