ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
152
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
( اين واقعه يكى از بزرگترين حوادث صدر اسلام بوده كه خود يك سياست جهانگيرى و جهاندارى و در عين حال ايمان و فداكارى دارد زيرا ابو عبيده كه بفرماندهى سپاه منصوب شده بود خالد را بر كنار نكرد و اندك سستى در كار او روا نداشت و صبر كرد كه فتح بنام او انجام گيرد . هميشه اين گذشت مورد بحث مورخين و منتقدين عالم اسلام بوده و هست و شايد بزرگترين علت پيشرفت مسلمين همين گذشت و ايمان و تواضع و عدم خود پسندى بوده است كه چگونه امراء و سرداران از روى صدق و تواضع و ايمان بجهاد حقيقى و كشورگشائى مىكوشيدند و در آن كوشش خودنمائى و فرمانروائى نداشتند . اين نكته هم بايد ياد آورى شود كه در بيان خالد كه عينا ترجمه شده يك نحو نقص عبارت و عدم تفهيم از طرف مؤلف آمده است كه هم متناقض و هم نارسا و هم گنگ و غير قابل فهم است زيرا مقصود خالد آن نبود كه سپاهيان چنان كه تصريح شده باستبداد خود و عدم اعتماد به يكديگر و بدون صف بندى جنگ كنند بلكه مراد او اين بود كه امراء همه زير فرمان يك فرمانده و مطيع امر يك سردار باشند زيرا هر امير و هر لشكرى از طرف ابو بكر مستقلا براى يك ناحيه معين شده بودند و اگر هر يكى از سرداران باستبداد و استقلال فرماندهى خود عمل مىكرد حتما دچار شكست مىشدند و خالد تنها اميرى بود كه آنها را زير لواء خود دعوت و جمع نمود و با بيان او كه نبايد بدستور خليفه عمل كنيم و او غايب است و از وضع و سياست جنگ اطلاع ندارد و همه هر يك روز بايد مطيع امر يك فرمانده مجرب باشيد و امروز فرماندهى به من سپرده شود و چنين هم شد زيرا همه بشجاعت و لياقت و تدبير جنگى و تجربه او اعتقاد داشتند و چون او امير آن سپاه شد و جنگ را آغاز نمود خبر وفات ابو بكر و نصب عمر كه بخالد سخت بد بين بود رسيد و در آن وقت بايد ابو عبيده اين فرمان را هم خوب و زود تلقى كند ولى ايمان او مانع خودخواهى و خودپسندى و حتى اطاعت خليفه سرسخت بود و به همين سبب گذاشت خالد كار خود را ادامه دهد و مانع سستى