ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
149
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
مستقلا زير فرمان امير خود نبرد مىكردند و با هم در يك ميدان و براى جنگ جمع و متحد نمىشدند تا آنكه فرزند وليد ( با عراقيان ) ( مسلمين شاهد جنگ عراق ) رسيد ( كه آنها را در يك جنگ متحد نمود ) . روحانيون و كشيشان و راهبان مدت يك ماه مردم را تحريض و تشجيع مىكردند كه در ميدان صف آرائى نمودند كه پس از آن جنگ در ماه جمادى الثانية جنگ ديگرى رخ نداد . چون مسلمين آمادگى آنها را ديدند در ميدان بروز كردند ولى با حال اتحاد و پشتيبانى يك ديگر صفوف خود را آراستند ( بتقليد روميان ) . خالد بن وليد هم لشكر كشيد و گفت ( براى لشكريان سخن گفت ) پس از حمد و سپاس . امروز يكى از روزهاى خداوند است در چنين روزى تفاخر و مباهات اقتضا ندارد تعدى و ستم هم روا نباشد . در جهاد خود اخلاص داشته باشيد و خدا را از كار خود خشنود نمائيد زيرا چنين روزى آينده ديگرى خواهد داشت ( شكست يا پيروزى ) . شما نبايد باعتماد و پشتيبانى يك ديگر جهاد كنيد چنين جنگى ( با چند امير ) براى شما روا نباشد آنانى كه بشما دستور انفراد و پشتيبانى يك ديگر دادهاند ندانسته چنين فرمانى دادهاند شما از فرمان امراء خود كه عبارت از استقلال هر يكى از امراء و آراستن صفوف جداگانه تمرد و آزادنه بمقتضيات وقت جنگ كنيد آنهايى كه بشما دستور صف آرائى مستقل دادهاند اگر بر اوضاع شما آگاه بودند چنين فرمانى را نمىدادند . شما بعلم و تشخيص خود عمل كنيد نه بدستور ديگران راى و لياقت و تشخيص شما مؤثر است نه خواستن و فرمان دادن شخص غائب . آنها بخالد گفتند : راى و عقيدهء تو چيست كه ما چه بايد بكنيم . گفت : ابو بكر ما را جداگانه فرستاد كه هر لشكرى مراقب و پشتيبان لشكر ديگر باشد . او از آنچه پيش آمده و بعد پيش خواهد آمد آگاه نبوده و نيست و اگر مىدانست هرگز بعد از امتياز يك لشكر از لشكر ديگر شما را در اين ميدان جمع و متحد نمىكرد . شما اكنون براى مسلمين يك بليه موجب سستى هستيد كه اين بليه بنفع مشركين خواهد بود زيرا دچار يك