ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

146

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

چگونه راه يافت و چگونه از محل قراقر به محل سوى رسيد و رستگار شد . مدت پنج روز كه در آن مدت لشكر از رنج سير ميگريست و قبل از تو اى رافع هيچ انسانى ديده نشده كه آن راه را پيموده است . چون خالد ( با عده خود ) به محل سوى ( آباد و داراى آب بود ) رسيد مردم آنجا را غارت نمود و آن غارت قبل از بامداد رخ داد كه مردم در هراء ( محل ) بنوشيدن باده كه در يك ظرف بزرگ ريخته شده سرگرم بودند . مغنى آنها همچنين ميگفت : الا عللانى قبل جيش ابى بكر * لعل منايانا قريب و لا ندرى الا عللانى بالزجاج و كررا * على كميت اللون صافية تجرى الا عللانى من سلافة قهوة * تسلى هموم النفس من جيد الخمر اظن خيول المسلمين و خالدا * ستطرقكم قبل الصباح مع النسر فهل لكم فى اليسر قبل قتالكم * و قبل خروج المعصرات من الخدر ( گمان مىبرم كه آن اشعار مجعول است . در هر حال زبان حال آن قوم محسوب مىشود و اعراب در جعل اخبار زبردست مىباشند ) يعنى . اى دو يار ( به صيغه تثنيه ) به من مى پياپى دهيد . شايد مرگ ما نزديك باشد و ما ندانيم پياپى به من مىدهيد و تكرار كنيد . آن باده ناب ارغوانى كه روان باشد پياپى دهيد از شراب كهن ( قهوه - خمر است ) از آن شراب گوارا كه هم و غم نفس را مىزدايد . گمان مىكنم كه خيل مسلمين با خالد قبل از طلوع بامداد با طلوع ستاره نسر شبيخون خواهد زد . آيا ميل نداريد كه قبل از وقوع جنگ سير و سفر كنيد ( بگريزيد ) پيش از اينكه بانوان از خوابگاه خود خارج شوند ( ربوده شوند ) مسلمين مغنى آنها را كشتند . خون او هم در همان ظرف شراب ريخته شد . اموال آنها را بيغما بردند حرقوص فرزند نعمان بهرانى را كشتند سپس سوى ارك روانه شدند . مردم با آنها صلح كردند . بعد تدمر را قصد كردند . اهالى محل مدتى محاصره و بعد تسليم شده صلح نمودند . پس از آن بقريتين رفت پس از