ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
143
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان رفتن خالد بن وليد از عراق بشام چون مسلمين پايدارى و طول اقامت را ديدند از ابو بكر مدد خواستند . ابو بكر هم بخالد بن وليد نامه نوشت و امر داد كه او بمدد آنها برود . در آن دستور چنين مقرر نموده كه لشكر خود را دو نيم كند نيمى از آن تحت فرماندهى مثنى بن حارثه شيبانى را در عراق بگذارد و نيم ديگر را همراه خود ببرد . هر مرد دليرى را كه از لشكر خود انتخاب كند حتما بايد مانند او را براى مثنى در عراق بگذارد ( مقصود دليران را به خود اختصاص داد و در قبال آنها مردانى كه بصبر و قناعت معروف بودند براى مثنى باقى گذاشت ) . سپس لشكر را دو نيم كرد . مثنى گفت : به خدا من خشنود و پايدار نخواهم بود مگر اينكه تو فرمان ابو بكر را كاملا اجرا كنى كه نيمى از عده ياران پيغمبر را با من بگذارى يا لااقل بعضى از آنها در لشكر من باقى بمانند . من به خدا ظفر و پيروزى را بدست نخواهم آورد مگر از بركت ياران پيغمبر . چگونه تو مرا از وجود آنها بى نصيب مىكنى ؟ چون خالدان اصرار را ديد او را راضى كرد و راه شام را گرفت و مثنى هم او را تا قراقر بدرقه نمود و بعد بحيره ( محل فرماندهى خود ) برگشت و آن در ماه محرم بود . گفته شده خالد از عراق فقط با عدهء هشتصد يا ششصد يا پانصد