ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

136

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

لشكر عزل نمود ولى او را عقب دار مسلمين در تيماء قرار داد و امر كرد كه از آنجا بدون دستور نرود و اعراب اطراف محل را تجهيز و براى ستيز روانه كند مگر كسانى كه مرتد شده باشند . و نيز با كسى جنگ نكند مگر او بجنگ وى برخاسته باشد . عده بسيارى گرد او تجمع نمودند . خبر تجهيز و آماده بودن او براى نبرد بروميان رسيد . روميان اعراب شام را براى جنگ او سوق دادند كه از قبايل بهراء و سليح و تنوخ و غسان و كلب و لخم و جذام بودند . خالد بن سعيد بابى بكر نوشت و خبر لشكر كشى روم و تجهيز قبايل عرب را داد . ابو بكر هم به او نوشت : پيش برو ولى تهور مكن ( بيهوده حمله مكن ) از خداوند هم يارى بخواه . او هم لشكر كشيد و پيش رفت . قبايل هم تا او نزديك شد پراكنده شدند او در محل آنها اقامت نمود و باز بابى بكر نوشت و ابو بكر دستور داد كه باز پيش برود و حمله كند به شرط اينكه بر حذر باشد از اينكه دشمن از پشت سر به او نزند . او باز پيش رفت و اندكى دور تر از آن محل لشكر زد . يكى از سران روميان ( بطريق ) او را قصد نمود كه نام آن سردار باهان بود . با هم جنگ كردند عدهء از روميان كشته و بقيه منهزم شدند باز بابى بكر نوشت و از او مدد خواست . در آن هنگام عدهء از قبايل يمن كه براى جنگ دعوت شده بودند وارد مدينه شده و از ابو بكر خواستند تعيين محل جهاد كنند . يكى از رؤساء آن قبايل ذو الكلاع بود . عكرمة بن ابى جهل ( كه در آغاز خلافت ابى بكر براى جنگ مرتدين رفته بود ) به قصد جهاد و جنگ با عدهء خود باز گشته بود كه او در جنگ و فتح تهامه و عمان و بحرين و سرو شركت كرده بود . ابو بكر بمستوفيان بيت المال دستور داد كه مركب و اسلحه و لباس آنها را تجديد و تبديل نمايد كه هر كه هر چه لازم داشته باشد دريافت كند آنها هم همه چيز را با چيز نو و خوب تبديل كردند و آنها را سپاه تبديلى يا تجديدى ناميدند ( سلاح تازه و مركب تازه و ذخاير و لوازم تازه كه جيش البدال خوانده شد ) آنها بمدد خالد بن سعيد رفتند و به او پيوستند در آن هنگام ابو بكر بفتح شام اهتمام ورزيد و نظر