ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

130

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

على دو فرزند پسر بنام عمر و دختر بنام رقيه زائيد . چون هذيل در مصيخ شكست خورد و گريخت بعتاب بن فلان كه در شهر اقامت داشت ملحق شد كه عتاب داراى لشكر عظيم و نيرومند بود . خالد هم شبيخون سختى از سه جهت به آنها زد كه در آن هنگام خبر واقعه ربيعه و شكست او به آنها نرسيده بود . بسيارى از آنها را كشت كه مانند آن كشتار رخ نداده بود . خالد سوگند ياد كرده بود كه تغلب را در محل خود با يك حمله ناگهانى غافلگير و تباه كند . چون خمس را جدا كرد ( از غنايم ) دختر مؤذن نمرى و ليلى دختر خالد ( از دشمن ) و ريحانه دختر هذيل بن هبيره در بهره خمس واقع شدند ( بانوان و اميرزادگان عرب ) . خمس را با صباح بن فلان مزنى فرستاد . ( بمدينه نزد ابو بكر ) خالد از بشر سوى رضاب كه در آنجا هلال بن عقه بود رهسپار شد . اتباع هلال كه نزديكى خالد را شنيدند گريختند و خود هلال ناگزير آن محل را بدرود گفت و خالد بدون جنگ آنجا را گرفت . بيان واقعهء فراض خالد از رضاب به طرف فراض كه سرحد شام بود روانه شد ، آن محل مرز عراق و جزيره و شام بود . خالد ( و اتباع او ) ماه رمضان را روزه نگرفتند زيرا هميشه در حال حمله و جنگ بودند . روميان ( كه در شام بودند ) دليرى كردند و از ايرانيان مرزبان و پاسگاههاى ايرانى در مرز شام و عراق مساعدت و همكارى خواستند و ايرانيان هم با آنها هماهنگ شده دوش بدوش جنگ و ستيز ميكردند . قبايل عرب كه تابع ايران بودند مانند تغلب و اياد و نمر هم به يارى ايرانيان شتاب نمودند همه خالد را تا رود فرات قصد نمودند و به او پيغام دادند يا تو از رود عبور كرده بميدان ما بيا يا ما