ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
13
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
يا بعضى از انصار گفتند : ما غير از على كسى را نمىپذيريم و بيعت نمىكنيم جز با على بنى هاشم و زبير و طلحه هم از بيعت ابى بكر تخلف و خوددارى نمودند . زبير گفت : ( و شمشير را آخت ) من اين شمشير را بنيام بر نمىگردانم تا با على بيعت كنيد . عمر گفت شمشير او را بگيريد و به سنگ بشكنيد ( شمشير را ) سپس عمر آنها را براى بيعت كشيد . گفته شده كه چون على خبر بيعت ابو بكر را شنيد از « خانه » بدون ردا ، ( عبا ) يا ازار ( روپوش ) با شتاب خارج شد و با ابو بكر بيعت نمود سپس روپوش خود را خواست و پوشيد . ولى روايت درست و صحيح اين است كه امير المؤمنين بيعت نكرد مگر بعد از شش ماه . خدا داناتر است . ( مؤلف تمام روايات را نقل مىكند ولى به صحت يكى از آنها تصريح مىنمايد و در اينجا على را حتى قبل از خلافت با لقب امير المؤمنين ذكر كرده و اين نهايت انصاف و دقت در صحت روايت است . م ) گفته شده : چون مردم بر بيعت ابى بكر اجماع كردند ابو سفيان آمد و گفت : من گرد و غبارى مىبينم كه هرگز فرو نمىنشيند مگر با خون . اى زادگان عبد مناف ( جد قريش ) ابو بكر ميان شما چه محل ( و قدرى ) دارد ؟ آن دو مرد ضعيف ناتوان ، آن دو مرد خوار كه از همه خوارترند كجا رفتند ؟ على و عباس كجا هستند ؟ چه شده كه اين كار ( جانشينى پيغمبر ) بكمترين و پستترين طايفهء قريش رسيده ( مقصود طايفه تيم كه ابو بكر از آنها بود ) . سپس بعلى گفت : دست خود را بده كه با تو بيعت كنم . به خدا اگر بخواهى من سواران و پيادگان خود را بر او ( ابو بكر ) مسلط كنم . على عليه السلام ( نص مؤلف ) امتناع فرمود . آنگاه ابو سفيان اين دو بيت را از شعر متلمس انشاء كرد . و لن يقيم على خسف يراد به * الا الإذلال عير الحى و الوتد هذا على الخسف مربوط برمته * و ذا بشج فلا يبكى له احد يعنى هيچ كس بر تحمل خوارى كه به او تحميل مىشود بردبار و پايدار نمى - ماند مگر خرده يا ميخ طويله . آن يكى ( خر ) بخوارى با بند پوسيده بسته مىشود