ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
123
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان واقعه دومة الجندل همين كه خالد از فتح عين التمر فراغت يافت نامه عياض بن غنم به او رسيد مدد خواست زيرا با مشركين مشغول جنگ شده بود . خالد با لشكر خود سوى او شتاب نمود . در قبال او اين قبايل صف بسته بودند . بهراء ، كلب ، غسان ، تنوخ ، ضجاعم . دومة هم تحت فرمان دو رئيس بود . يكى اكيدر بن عبد الملك و ديگرى جودى بن ربيعه . اكيدر صلاح نديد كه با خالد نبرد كند گفت . بايد صلح كنيم ، قبول نكردند . گفت : من در جنگ و ستيز با خالد هرگز با شما همراهى نخواهم كرد . از آنها جدا شد . خالد بر حال و جدائى و سفر او آگاه شده عاصم بن عمرو را فرستاد او ميان راه دچار و اسير شد . خالد او را كشت و هر چه داشت ربود و در پيرامون دومة الجندل رحل افكند . قلعه را ميان خود و عياض قرار داده محاصره نمود . نصارى از عرب كه مردم دومه را يارى كرده بودند خود هم در قلعه تحصن اختيار كرده و مانده بودند . شهر بر آنها تنگ شده بود و گنجايش آنها را نداشت . چون خالد در پيرامون شهر قرار گرفت جودى اعراب را دو قسمت كرده ، يك قسمت بجنگ خالد و قسمت ديگر بنبرد عياض فرستاد . عياض با آنها جنگ نمود و آنها منهزم شدند ، خالد هم بقيه را شكست داد و جودى را اسير نمود . آنها به طرف قلعه