ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
119
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان فتح انبار لشكر خالد با همان نظم و نسقى كه هنگام خروج از حيره داشت سوى انبار رهسپار شد . ( با تشكيلات كامله سوق الجيشى و حذر از دشمن ) علت اينكه آن محل را انبار مىناميدند اين است كه ذخاير و مواد لازمه سپاه در آنجا انبار مىشد ( براى جنگ روم و تدارك ) فرمانده مقدمه لشكر اقرع بن حابس بود . چون اقرع بانبار رسيد بدان محل احاطه كرد ( و قبل از رسيدن لشكر ) جنگ را آغاز نمود . عادت او اين بود كه هيچ وقت از جنگ بهر نحوى كه باشد خوددارى نكند و با تهور جنگ را به خود مىكشيد . بتير اندازان خود دستور داد فقط چشمهاى دشمن را هدف كنند . آنها هم بفرمان او عمل كرده هزار چشم كور كردند بدين سبب آن جنگ واقعه چشم ناميدند . ( علت آن تصميم اين بود كه ايرانيان زره پوش و پيكر خود را از گزند مصون مىداشتند فقط چشمها پيدا بود ) . فرمانده سپاهيان انبار شيرزاد بود . كه او حاكم ساباط ( معرب سايهبان ) بود و او خردمندترين ايرانيان آن زمان بود . چون حال را بدان منوال ديد نزد خالد فرستاد كه صلح كند ولى خالد شروط صلح را نپذيرفت . خالد نمايندگان شيرزاد را بنااميدى برگردانيد سپس دستور داد كه هر چه شتر خسته و لاغر و ضعيف باشد كشته و در خندق افكنده شود تا خندق را پر كرده عبور نمايند .