ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
108
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان جنگ اليس كه در كنار فرات بود چون خالد بن وليد در جنگ ولجه بمردم مسيحى بكر بن وائل ( عرب ) كه ايرانيان را يارى كرده بودند آسيب رسانيده و از آنها اسير گرفته بود ساير نصارى براى قوم خود تعصب نموده بر او خشمگين شدند . با ايرانيان مكاتبه كرده و در محل اليس تجمع نموده آماده ( انتقام ) كارزار شدند . عبد الاسود عجلى هم فرمانده آنها بود كسانى كه از بنى عجل مسلمان شده بودند و عتيبة بن نهاس و سعيد بن مره و فرات بن حيان و مذعور بن عدى و مثنى بن لاحق در دشمنى آنها ( نصارى ) سخت پايدارى مىكردند ( عرب مسلمان با عرب مسيحى از قوم خود ستيز مىكردند ) . اردشير هم بهمن جادويه را كه در قسيناثا ( محل ) بود فرمان داد كه بمسيحيان عرب در اليس ( محل ) ملحق شود . بهمن جادويه هم جابان را پيشاپيش فرستاد و به او امر داد كه از آغاز جنگ تا ورود خود بپرهيزد . خود بهمن جادويه هم براى مشورت نزد اردشير رفت او را در حال بيمارى ديد توقف نمود . جابان هم كه پيشاپيش رفته بود قبايل عرب از انصارى ، عجل ، تيم اللات ، ضبيعه ، جابر بن جبير و اعراب از اهل حيره نزد او تجمع نموده آماده كار زار شدند . خالد هم چون شنيد مسيحيان بكر مجهز و مستعد جنگ شدهاند سوى آنها شتاب كرد در حالى كه از ورود جابان خبر نداشت خالد هم فقط از اجتماع و استعداد عرب مىانديشيد او لشكر كشيد كه ناگاه جابان باليس رسيد . ايرانيان گفتند :