ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
106
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان واقعهء ولجه چون خالد بجنگ ثنى پايان داد و خبر واقعه ( شكست و پريشانى ) بارد شير رسيد او اندرزغر را كه سردارى دلير و از ايرانيان متولد سواد ( عراق ) بود باتفاق بهمن جاذويه ( در حاشيه بمعنى جادوگر ذكر شده - كنايه از قدرت و زبر دستى ) بجنگ خالد فرستاد . سپاهيان ايران را از حيره تا كسكر با اعراب باديهنشين و دهقانان تحت فرماندهى اندرزغر قرار داد كه آنها را از ما بين دو نقطه مزبور بسيج داد . آنها همه در ولجه ( محل ) تجمع نمودند و بهمن جادويه هم بمدد آنها رسيد . جنگ آغاز شد و كارزار بسيار سخت گرديد و تاب و توان طرفين از بين رفت بحديكه هر دو گمان كردند كه ديگر صبر و پايدارى امكان ندارد . خالد هم ( كمين قرار داده بود ) ديد مدد از كمينگاه نرسيد . او در دو محل براى حمله ناگهانى بسپاه ايران دو كمين ترتيب داده بود . فرمانده يكى از آن دو بسر بن ابى رهم و ديگرى سعيد بن مره عجلى بود . ( در همان حال خستگى و نا اميدى ) ناگاه دو نيرو از كمينگاه خارج شده حمله نمودند . صفوف عجم به هم خورده گريختند . خالد از پيش و دو كمين از پس آنها را محاصره كرده بسيارى از خلق ( سپاه ) كشته شدند و كشتار عظيمى بود . اندرزغر هم گريخت و ميان راه