ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

95

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پس از اين دستور ، كمان كشيد و تيرى انداخت كه درست به ميان دو چشم او خورد . بعد هم ياران وهرز تيراندازى را آغاز كردند . در نتيجه ، مسروق و گروهى از سربازانش كشته شدند . مسروق از استر سرنگون گرديد و به خاك افتاد و حبشيان در اطرافش حلقه زدند . ايرانيان به حبشيان چنان سخت حمله بردند كه براى حبشيان جز گريز راه ديگرى نماند . در اين پيكار ، ايرانيان به اندازه‌اى غنيمت به چنگ آوردند كه از حساب و شمار بيرون بود . وهرز در گير و دار جنگ به كسان خود گفت : « از تازيان دست بداريد و از سياهان ، يعنى حبشيان ، بكشيد و از آنان حتى يك تن را زنده نگذاريد . » يكى از تازيان گريخت و پس از يك روز و يك شب كه شتابان راه پيمود ، ناگهان چشمش به تركش خود افتاد و ديد هنوز يك تير در تركش دارد . با خود گفت : « افسوس كه هم دير شده است و هم راه دور است و گرنه با همين يك تير نيز چه كارها كه نمىشد انجام داد . » وهرز پيش رفت تا داخل صنعاء شد و بر همهء شهرهاى يمن دست يافت و براى هر استان عاملى معين كرد . مدت فرمانروائى حبشيان در يمن هفتاد و دو سال بود و در آن جا چهار سردار حبشى به پادشاهى نشستند كه عبارت بودند از : ارياط ، بعد ابرهه ، سپس پسرش يكسوم ، آنگاه مسروق بن ابرهه . و نيز گفته شده است : « مدت فرمانروائى ايشان نزديك به يكصد سال بود . »