ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

87

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ابو مسعود ثقفى هم ، كه گوشش نمىشنيد ، با وى بود . اين دو تن به لشكرگاه حبشيان وارد شدند و سربازانى را ديدند كه به هلاك رسيده بودند . عبد المطلب دو گودال كند : يكى براى خود و ديگرى را براى ابو مسعود . و آنها را پر از طلا و گوهرهاى گرانبهائى كرد كه از دارائى ابرهه بر جاى مانده بود . بعد سر اين دو گودال را با خاك پوشاند . سپس مردم مكه را كه به كوه گريخته بودند فرا خواند . و آنان برگشتند و به لطف عبد المطلب و ابو مسعود ، از آن لشگرگاه اموال بسيارى بردند . پس از رفتن ايشان عبد المطلب و ابو مسعود ، سر گودال‌هائى را كه كنده بودند گشودند و گنجينه‌هاى خود را بر گرفتند . عبد المطلب با اين گنجينه ثروتمند شد و تا هنگامى كه از جهان رفت ، توانگر مىزيست . پس از آن كه خداوند سيلى فرستاد و حبشيانى را كه زنده مانده بودند به دريا ريخت و با آسيب‌هائى كه به آنان رساند نابودشان كرد و گزندشان را از كعبه دور ساخت ، مردم قريش در چشم عرب بزرگ جلوه كردند و گرامى شدند چون مىگفتند : « اينان مردان خدا هستند كه از سوى همهء تازيان با دشمنان جنگيدند و آنان را از خانهء خدا راندند . » پس از در گذشت يكسوم ، برادرش مسروق به فرمانروائى رسيد .