ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

83

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

حمدت الله اذ عاينت طيرا * و خفت حجارة تلقى علينا و كل القوم يسأل عن نفيل * كان على للحبشان دينا ( اى ردينه ، از ما به تو درود باد . با دميدن صبح چشم شما را روشن كرديم . شب هنگام ، آتشخواهى از پيش شما به نزد ما آمد ولى از ما بهره‌اى نبرد . اى ردينه ، تو نديدى ، ولى اى كاش در زمينى كه سنگريزه‌ها مىباريد ، آنچه ما ديديم تو هم مىديدى . درين صورت پوزش مرا مىپذيرفتى و نظر مرا مىپسنديدى ، و براى آنچه در ميان ما از دست رفته ، اندوهگين نمىشدى . من هنگامى كه پرندگانى را ديدم ، خداى را سپاس گفتم و ترسيدم از اين كه سنگ‌هائى بر سر ما بيفتد . همهء مردم سراغ نفيل را مىگيرند . مثل اين كه من مديون حبشيان هستم . ) در پيكر ابرهه بيمارى بدى راه يافت كه يكايك اندام‌هاى او سست مىشد و مىافتاد چنان كه وقتى او را به صنعاء رسانيدند ، مانند جوجه‌اى شده بود ، ولى نمرد تا هنگامى كه قلب او نيز از سينه بيرون افتاد . [ ( 1 ) ]

--> [ ( 1 ) ] - پروكوپيوس نيز ابرهه را حاكم حبشه بر يمن معرفى مىكند ، و جنگ او را با سردار حبشى به نام ارياط ، شرح مىدهد . همچنين متذكر است كه ابرهه با پادشاه حبشه صلح كرده است . وى از جنگ او با ايران نيز سخن گفته است . لكن ، بنا به روايت وى ، ابرهه جنگ با ايران را ، كه به عنوان همكارى بقيه ذيل در صفحه بعد